شمارهٔ ۴ - فی رثاء القاسم بن الحسن علیه السلام غروی اصفهانی
محمدحسین غروی اصفهانی / مدایح و مراثی قاسم بن الحسن علیهماالسلام / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
چون یافت نو خط شاه فرمان جان نثاری
یا دستخط یاری
از بانوان خرگاه برخواست آه و زاری
فریاد بی قراری
نو باوۀ نبوت از بوستان هاشم
یا شاهزاده قاسم
سر حلقۀ فتوت در عزم و پایداری
در رزم و سرسپاری
ماه رخش درخشان از رخش همت ورای
چون مهر عالم آرای
لعل لبش دُر افشان گاه سخن گذاری
چون ابر نو بهاری
سرو قدش خرامان در گلشن امامت
در باغ استقامت
وز دوش تا به دامان مویش به مشگباری
چون نافۀ تتاری
تیغش بسر فشانی مانند باد صرصر
افکندی از سران سر
رُمحَش به جانستانی همچون قضای باری
در جان خصم کاری
افسوس کان دلآرام شد صبح عمر او شام
از دستبرد ایام
ناشاد رفت و ناکام هنگام کامکاری
شد سور سوگواری
شاخ صنوبر او از بیخ و بن در افتاد
نخل شکر بر افتاد
پر غنچه شد بر او از زخمهای کاری
مانند لاله زاری
شد لالۀ عذارش در عین نوجوانی
داغ آنچنانکه دانی
سر زد ز هر کناری از هر خدنگ خاری
زخمی زهر کناری
تا جعد مشگسارا در خون خضاب کرده
دلها کباب کرده
تا بسته دست و پا را از خون سر نگاری
سیل سرشک جاری
تا آن جوان ناشاد پامال اسبها شد
از قید تن رها شد
سرو قدش شد آزاد از هر بری و باری
از هر تعلق آری
تا نور عقل کلی پا بر سر بدن زد
بر خاکدان تن زد
ز آئینۀ تجلی برخواست هر غباری
هر تیرگی و تاری
آخر بحجلۀ گور بر خاک تیره خفته
در خاک و خون نهفته
گردون ندیده در سور آئین خاکساری
در هیچ روزگاری
دردا که ماه گردون در چاه غم نگون شد
آفاق تیره گون شد
گرگ اجل به دوران هرگز ندیده آری
زین خوبتر شکاری
ساز غمش چنان زد در حلقۀ جوانان
از سوز جان جانان
کاتش به آتش و جان زد هر شور او شراری
هر نغمه مرغزاری
دردا که سوز سازش در بانوان شرر زد
شور نشور سر زد
بر گرد سرو نازش هر بانوئی هزاری
هر دیده جویباری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به توصیف شخصیت و سرنوشت یک جوان دلیر و شجاع میپردازد. او به عشق و فداکاری برای میهن و بزرگان اشاره دارد اما در نهایت با غم و اندوه از دست دادن این جوان در میدان جنگ مواجه میشود. توصیفهای زیبا از زیباییهای ظاهری او، مانند طراوت و قوتش، در کنار اندوهی عمیق از شکست و عاقبت ناگوارش به چشم میخورد. شاعر به تیرهروزی زمان و ناکامی جوان اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه مرگ او باعث ناراحتی و افسوس در دلها شده و حس دلتنگی و سوگواری را در میان مردم و بانوان پخش کرده است. در نهایت، شعر به وضعیت غمانگیز جامعه و فراق از این جوان بزرگ میپردازد.