نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶ - ایضاً فی رثاء القاسم بن الحسن علیهماالسلام غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی / مدایح و مراثی قاسم بن الحسن علیهماالسلام / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای بقربان جانفشانی تو

عزیز مادر

شام شد صبح زندگانی تو

عزیز مادر

یک چمن لاله رفت و کرد داغم

ز غصه و غم

یا گل روی ارغوانی تو

عزیز مادر

یک فلک شد ز آفتاب خاور

بخون شناور

یا رخ ماه آسمانی تو

عزیز مادر

یک جهان صورت از صحیفۀ حسن

لطیفۀ حسن

رفت با یک جهان معانی تو

عزیز مادر

یک یمن از عقیق بی صفا شد

چه کهربا شد

یا عقیق لب یمانی تو

عزیز مادر

حجله ات را بخون نگار بستم

بخون نشستم

وای از این سور و کامرانی تو

عزیز مادر

آرزوهای من برفت از دل

برفت در گل

داد از این مرگ ناگهانی تو

عزیز مادر

شاخ شمشاد من شدم زمین گیر

ز سوز غم پیر

چون بیاد آورم جوانی تو

عزیز مادر

حلقۀ سور شد محیط ماتم

فضای عالم

شد غم و غصه شادمانی تو

عزیز مادر

غنچۀ لب ز گفتگو به بستی

مرا بخستی

جان به قربان خوش زبانی تو

عزیز مادر

نخلۀ طور من ز تشنگی سوخت

مرا بیفروخت

سوز آهنگ لم ترانی تو

عزیز مادر

زیر سم سمند کین چنانی

که بی نشانی

ای دریغا ز بی نشانی تو

عزیز مادر

سایۀ سرت آرزوی من بود

سر تو بنمود

شد سر نیزه سایبانی تو

عزیز مادر

از غمت قامتم دوتا شد ای رود

کجا شد ای رود

دلنوازی و مهربانی تو

عزیز مادر

من به بند غمت چنان اسیرم

که تا بمیرم

دل نگیرم ز دلستانی تو

عزیز مادر

مو بمو تا ابد اگر بمویم

یکی نگویم

از هزاران غم نهانی تو

عزیز مادر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با نگاهی عاطفی و دل‌زده به فقدان مادر سروده شده است. شاعر در آن به جوانی و زیبایی مادر اشاره می‌کند و از غم و داغی که به خاطر رفتن او بر دلش نشسته می‌گوید. او از آرزوها و خوشی‌هایش که با مرگ مادر بر باد رفته‌اند، سخن می‌گوید و به یاد لحظات خوشی که در کنار او داشته است، اشک می‌ریزد. شاعر از درد و اندوه فراوانی که ناشی از این فقدان است، به تصویر می‌کشد و در نهایت به عمق محبت و وابستگی‌اش به مادر اشاره می‌کند. غم و اندوه در شعر به وضوح حس می‌شود و شاعر در هر بیت به ابراز احساساتش ادامه می‌دهد.