نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ - فی مدح عبدالله الرضیع المعروف بعلی الاصغر و رثائه سلام الله علیه و علی ابیه غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی / مدایح و مراثی عبدالله الرضیع المعروف بعلی الاصغر سلام الله علیه / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

کنار مادر گیتی ز طفل اشک بود تر

بیاد خشکی حلقوم و تشنه کامی اصغر

رضیع ثدی امامت مسیح مهد کرامت

شفیع روز قیامت ولی خالق اکبر

بمحفل ازلی شمع جمع و شاهد وحدت

بحسن لم یزلی ثانی شبیه پیمبر

یگانه کوکب دُرّی آستان ولایت

بطلعت آیت «الله نور» را شده مظهر

چه شیر خواره که شیر فلک مسخر و خارش

چه طفل شیر که صد عقل را شده رهبر

بچهره رشک گل و مل، بطرّه رونق سنبل

بشور و نغمه ز بلبل هزار بار نکوتر

لبش چه گوهر رخشان عقیق و لعل درخشان

نه از یمن نه بدخشان ز کنز مخفی داور

دریغ و درد که یاقوت لعل روح فزایش

چه کهربا شد و مرجان دوست را زده آذر

لبی که غنچۀ سیراب از او گرفته طراوت

چنان فسرده شد از تشنگی که لا یتصور

ز قحط آب، لبی خشک ماند در لب دریا

که سلسبیل لبش بود رشک چشمۀ کوثر

لبی ز سوز عطش زد شرر بخرمن هستی

که بود مبدء عین الحیوه خضر و سکندر

نداشت شیر چه آن بچه شیر بیشۀ هیجا

شد آبش از دم پیکان آبدار مقدر

لبان او به تبسم ز ذوق بادۀ وحدت

زبان او مترنم ز شوق جلوۀ دلبر

درید خار خدنگ آن گلوی چون گل و سر زد

ز باز وی پدر و خون ز چشم مادر و خواهر

دُر عدم زنگار بدن عقیق یمن شد

چه شد گلو هدف ناوک برنده چه خنجر

خلیل دشت بلا خون همی فشاند به بالا

که این ذبیح من ای دوست تحفه ایست محقر

ز اشک پرد کیان وز شور نوحه سرایان

سزد که چشم ملک کور باد و گوش فلک کر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری درباره‌ی مظلومیت و مصائب کودکانی است که در شرایط سخت و خشکی قرار دارند. شاعر به مصیبت‌های امام حسین (ع) و به‌خصوص کودک شيرخواره‌اش، اصغر، اشاره می‌کند و به عظمت و مقام او به‌عنوان شفیع در روز قیامت می‌پردازد. تصویرهای شعری به زیبایی و لطافت چهره‌ی کودک، عطش و تشنگی او، و همچنین تحمل درد و رنج توسط مادر و خانواده‌اش ایجاد می‌شود. در نهایت، شاعر با حسرت و اندوه از مصایب و بلایای به‌وجود آمده برای این خانواده سخن می‌گوید و بر ظلم‌هایی که بر آنها رفته تأکید می‌کند.