شمارهٔ ۱ - فی رجوع الحرم الی المدینه الطیبه غروی اصفهانی
محمدحسین غروی اصفهانی / تتمة / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
بسوی وطن باز گشتند یاران
خروشان چه رعد، اشکباران چه باران
چه لاله فروزان و چون شمع سوزان
ز داغ غم و دوری گلعذاران
چمن شد پر از قمری شورش انگیز
بر آمد ز گلشن نوای هزاران
نوای حجازی ز هر سو بپا شد
ز شور عراقیّ آن سوگواران
گروهی اسیر غم نوجوانان
گروهی زمین گیر آن شهسواران
بلعید، پرورده هر یک جوانی
ولی شام شد صبح امیدواران
چه بر آستان رسالت رسیدند
ز کف شد قرار دل بی قراران
چه برگ خزان ریخته از چپ و راست
باشک روان همچه ابر بهاران
بسر بسکه خاک مصیبت فشاندند
حرم گشت چون کلبۀ خاکساران
مهین بانوی خلوت کبریائی
بگفت ای سر و سرور تاجداران
ز کوی حسین تو دارم پیامی
که برده است هوش از سر هوشیاران
لبش خشک و تن غرقۀ لجۀ خون
سرش روی نی رهبر رهسپاران
پس از زخم های فراوان کاری
نگویم چه کردند آن نابکاران
به پیرامنش نونهالان نامی
چگویم ز جانان و آن جان نثاران
گر از بانوان نبوت بگویم
دل سنگ گرید بر آن داغداران
ز بیداد گردون دل بانوان خون
چه رفتند در محفل میگساران
گر از سختی ما بخواهی نشانه
بود شانۀ من یکی از هزاران
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بازگشت یاران به وطن و احساسات غمانگیز ناشی از دوری و فقدان میپردازد. آنها با اشک و اندوه، همچون شمعهای سوزان در یاد عزیزان خود، به زادگاهشان بازمیگردند. چمن پر از صدای قمریهاست که نوای حماسی و غمانگیزی را به گوش میرساند. شاعر به گروههایی از جوانان و شهسواران اشاره میکند که در این سفر دچار رنج و مصیبت شدهاند و در عین حال، امید به آینده و صبحی نو دارند. او از پیام بانوی بزرگوار در مورد کربلا و مصیبتها میگوید و به دلیری و فداکاری اهل بیت اشاره میکند. در انتها، احساسات شدید و غم عمیق از سختیها و بلاهایی که بر زنان و کودکان رفته است، بیان میشود.