فی مدح الامام ابی جعفر الباقر علیه السلام غروی اصفهانی
محمدحسین غروی اصفهانی / مدایح الامام ابی جعفر الباقر علیه السلام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بهار آمد هوا چون زلف یارم باز مشکین شد
زمین چون رویش از گلهای رنگارنگ رنگین شد
نگارستان چینی شد زمین از نقش گوناگون
چمن رشک ختن از باسمن و زبوی نسرین شد
دل آشفته شد محو گلی از گلشن طاها
اسیر سنبلی از بوستان آل یاسین شد
چگویم از گل رویش؟ مپرس از سنبل مویش
ز فیض لعل دلجوش مذاق دهر شیرین شد
کرا نیرو که با آن آفتاب رو زند پهلو
که در چوگان حسنش قرص خور چون گوی زرین شد
به میزان تعادل با گل رویش چه باشد گل
که با آن خرمن سنبل کم از یک خوشه پروین شد
جمال جان فزای او ظهور غیب مکنون بود
دو زلف مشکسای او حجاب عزّ و تمکین شد
هم از قصر جلال او بود عرش برین برجی
هم از طور جمال او فروغی طور سینین شد
به باغ استقامت اولین سرو آن قد و قامت
به میدان کرامت شهسوار ملک تکوین شد
شه ملک قدم، مالک رقاب اکرم و اظعم
مه انجم خدم، بدر حقیقت، نیر دین شد
سلیل پاک احمد، زیب و زین مسند سرمد
ابو جعفر محمد، باقر علم نبیین شد
محیط علم ربانی، مدار فیض سبحانی
که در ذات و معانی ثانی عقل نخستین شد
لسان الله ناطق و الدلیل البارع الفارق
مشاکل از بیان دلستانش حل و تبیین شد
حقائق گو، دقائق جو، رقائق جو، شقائق بو
سراج راه حق، کز او رواج دین و آئین شد
درش چون سینۀ سینا برفعت گنبد سینا
لبش جانبخش و روح افزا، دلش بنیاد حق بین شد
مرارتها چشید آن شاه خوبان ار بنی مروان
مگر آن تلخ کامی بهر زهر کین به تمرین شد
عجب نبود گر از آن اخگر سوزان سراپا سوخت
چه او را شاهد بزم حقیقت شمع بالین شد
برای یکه تاز عرصۀ میدان جانبازان
ز جور کینۀ مروانیان اسب اجل زین شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر توصیفی زیبا از بهار و زیباییهای طبیعت است که به یاری عشق و جمال معشوق پرداخته است. شاعر با استفاده از تصاویری از گلها، باغها و زیباییهای ظاهری و باطنی، حال و هوای بهار را توصیف میکند. او بیان میکند که زمین با گلهای رنگارنگ و عطر خوش بو مشحون شده و دلها از زیباییها پر شدهاند. معشوق به عنوان نماد جمال و کمال معرفی میشود و زیباییاش باعث خوشی و شیرینی زندگی میگردد. شعر همچنین به عمق و حقیقتهای معنوی اشاره دارد و بر تأثیر شخصیتهای بزرگ دینی مانند پیامبر و ائمه تأکید میکند و در نهایت به مشکلات و دردهای تاریخ اشاره میکند که معشوق به خاطر آنها زجر دیده است.