شمارهٔ ۲ - فی رثاء الامام موسی الکاظم علیه السلام غروی اصفهانی
محمدحسین غروی اصفهانی / مدایح و مراثی الامام موسی بن جعفر الکاظم علیه السلام / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عمری ار موسی کاظم ز جفا مسجون بود
در صدف گوهر بحر عظمت مکنون بود
مظهر غیب مصون بود و حجاب ازلی
اسم اعظم ز نخست از همه کس مخزون بود
ماه کنعان بُد و شد گاه تنزل در چاه
یا که زندان شکم ماهی و او ذوالنون بود
کاظم الغیظ که با صبر و شکیبائی او
صبر ایوب چه یک قطره که با جیحون بود
پرتوی بود که تابید از این نور جمال
آن تجلی که دل موسی از او مفتون بود
پور عمران نکشید آنچه که موسی ز رشید
ظلم فرعون نه همچون ستم هارون بود
پای در سلسله سر سلسلۀ عشق نهاد
لیلی حسن ازل را ز ازل مفتون بود
سندی ار زهر ستم ریخت بکامش چه عجب
تلخی کام وی از تلخی زهر افزون بود
از رطب سوخته موسی چه ز انگور رضا
نخل وحدت ثمرش میوۀ گوناگون بود
کس ندانست در آن حال که حالش چون گشت
غمگسار وی و غمپرور وی، بیچون بود
گر بمطموره غریبانه بجانان جان داد
دل بیگانه و خویش از غم او پر خون بود
شحنۀ شهر اگر شهره نمودش چون مهر
لیک از بار غمش فُلک فلک مشحون بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف مصائب و struggles موسی کاظم (امام هفتم شیعیان) میپردازد که به خاطر ظلم و جفا در زندان به سر میبرد. شاعر این شخصیت را به عنوان مظهر عظمت الهی و صبر معرفی میکند و او را در مقایسه با دیگر پیامبران، مثل ایوب، قرار میدهد. او همچنین به معانی عمیق در کمال، عشق و تحمل دردهای زندگی اشاره میکند. در نهایت، این شعر احساس اندوه و غم ناشی از دوری و مظلومیت او را به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه این مظلومیت تأثیر عمیقی بر اطرافیان او داشته است.