نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ - فی مدح الامام ابی الحسن الرضا علیه السلام و رثائه غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی / مدایح و مراثی الامام ابی الحسن الرضا علیه السلام / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دل فسردۀ من همچو طالع منحوس

چنان نخفته که خیزد ز جا ببانگ خروس

دلی که عکس جمال ازل بدی ز اول

در آخر آمده از شوری عمل معکوس

دلی که بود خود آئینۀ تجلی، شد

ز زنگ معصیت و سیر قهقری منکوس

دلی که طائر قدس است وز آشیان جلال

ز بهر دانه در این خاکدان بود محبوس

ز لوح دل نتوان زنگ معصیت بردن

مگر بسودن بر خاک آستانۀ طوس

مطاف عالم اسلام و کعبۀ ایمان

حریم محترم قدس حضرت قدوس

یگانه روض مقدس که هفت گنبد چرخ

بر آستان رفیعش زند هزاران بوس

مقام عالی شاهی که در زمین و زمان

ببام عرش معلی بسلطنت زده کوس

امیر علوی و سفلی ز ملک تا ملکوت

ملیک حق و ملک، مالک عقول و نفوس

رضا نبی و وصی را سلالۀ نامی

خدای عز و جل را بزرگتر ناموس

ملک ستاده پی خدمتش علی الاقدام

بجان و دل خط فرمان نهاده فوق رؤوس

غلام حکمت و رأیش دو صد ارسطالیس

مریض دار شفایش هزار بطلمیوس

چه از مدینه خور آساسوی خراسان رفت

فتاد مشرق و مغرب به ناله و افسوس

خیانتی که ز مأمون بروز کرد نکرد

به هیچ بندۀ یزدان پرست هیچ مجوس

اگرچه داشت از آن بی وفا ولایت عهد

ولیک بود بر او ملک طوس همچو خنوس

بدشت غربت اگر زهر خورد و جان بسپرد

ولی به جذبۀ انس خدای شد مأنوس

چه شمع، گرم تجلای شاهد وحدت

که شهد بود بر او زهر آن کفور یؤوس

چه شاهد آیدت از در بشاخ گل منگر

چه شمع انجمن آمد خموش شد فانوس

به آفتاب حقیقت شعاع سان پیوست

که از سموم بلا سوخت جان شمس شموس

ز دست زاغ سیه زهر خورد از انگور

ز شوق، جلوۀ مستانه کرد چون طاوس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و هوای دل شاعر می‌پردازد که دچار اندوه و افسردگی است. دل او به مانند ستاره‌ای شوم در خواب است و تحت تأثیر اعمال نادرست، از جلال و زیبایی اولیه خود دور شده است. شاعر از محدودیت‌های دنیوی و گناهانی که دل را زنگار زده‌اند، صحبت می‌کند و آرزوی رهایی از این قفس مادی را دارد. همچنین، او از مقام والای امام رضا (ع) به عنوان حرم مقدس و محل نجات مؤمنان یاد می‌کند و اشاره می‌کند که با وجود خیانت‌ها و مشکلات، عشق و ارادت به امام رضا همچنان در دل‌های مؤمنان زنده است. در نهایت، این شعر الهام‌بخش است و به مفهوم وحدت و نور الهی در زندگی مؤمنان اشاره دارد.