نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ - فی مدح الامام ابی جعفر الجواد علیه السلام و رثائه غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی / مدایح الامام ابی جعفر الجواد علیه السلام / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

توسن طبعم که داشت سبق بیون الطراد

کنون چنان مانده شد که «قیل: یکبو الجواد»

[توسن طبعم که بود من الجیاد الجیاد

کنون چنان مانده شد که لا یجید الطراد]

بلبل نطقم ز بس گشته اسیر قفس

به نغمه دارد هوس نه سیر ذات العماد

آتش شوق از خمود می نکند هیچ دود

طبع روان از خمود گشته نظیر جماد

نوبت آن شد که باز بال و پری کرده باز

کنم ز کوی نیاز مرغ دلی اصطیاد

تا که بچوگان عزم گوی سعادت برم

روی ارادت برم بسوی باب المراد

روح نبی و ولی، لطف خفیّ و جلیّ

محمد بن علی هو التقی الجواد

آینۀ ذات حق، گنج کمالات حق

مصحف آیات حق ز مبتدا تا معاد

صورت و معنای حق دیدۀ بینای حق

حجت کبرای حق علی جمیع العباد

دفتر آداب عشق فاتح ابواب عشق

قائد ارباب عشق الی سبیل الرشاد

نیر تابنده اوست شمع فروزنده اوست

خدای را بنده اوست و للوری خیرهاد

هادی راه نجات در همۀ مشکلات

ذاک شفیع العصاه یوم یناد المناد

عروه دین منقصم از ستم معتصم

عاقر قوم ثمود ثانی شداد عاد

ریخت بکامش ز قهر شربت سوزنده زهر

که تلخ شد کام دهر و جلوه لایعاد

ز زهر، جان‌سوزتر ز تیر دلدوزتر

همدمی ام فضل طعنۀ بنت الفساد

به غربت ار در گذشت من نکنم سر گذشت

که آبش از سر گذشت ز ظلم اهل عناد

شاهد بزم شهود شمع صفت رخ نمود

جلوۀ او دل ربود و فاز بالاتحاد

ز خرمن حسن خویش داد به او خوشه‌ای

تا شودش توشه‌ای و إنه خیر زاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این متن به توصیف حال خود و احساساتش می‌پردازد. او از اسب طبیعت خود، که نماد شور و نشاط اوست، سخن می‌گوید و بیان می‌کند که اکنون اسب او دیگر توان دویدن ندارد و در قفس گیر افتاده است. بلبل نغمه‌خوانش نیز در قفس اسیر شده و نغمه‌هایش به جا نمی‌رسد. شاعر به آتش شوق خود اشاره می‌کند که هرگز خاموش نمی‌شود و احساس می‌کند که طبیعتش از حرکت و زندگی بازایستاده است. او آرزوی پرواز و آزادی دارد و می‌خواهد با اراده به سمت خواسته‌های معنوی و سعادت برود. در ادامه، او به روح نبی و ولی، محمد بن علی (امام جواد) اشاره می‌کند و او را مظهر کمالات الهی و راهنمای عشق و ایمان می‌داند. شاعر همچنین از مشکلات و مصائب سخن می‌گوید و تمثیل‌هایی از ستم‌هایی که بر او رفته و دیگران دارد. اما در نهایت با امید به نور و عشق، به جستجوی حقیقت و اتحاد با الهی می‌پردازد.