نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰۸ - صف آرائی کردن لهراسپ در برابر ارجاسپ گوید عثمان مختاری

عثمان مختاری / شهریارنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

ابا مادر و مرد فرزانه شاد

به ره بر همی رفت مانند باد

سحرگه که برزد خور از کوه شید

شب تیره شد یا به دامن کشید

یکی گرد بر پیش ره بربخواست

که شد بر سپهر برین گرد راست

بدان لشکر اردشیر سوار

که آمد سپهبد پی کارزار

بیامد به نزدیک گشتاسپ شاد

پیاده شد و پای او بوسه داد

چه گرگین و گرگوی و روئین گرد

که گوی از دلیری به گیتی ببرد

ابا آن پراکنده لشکر ز راه

رسیدند آن هر سه فرخ کلاه

سپاه پراکنده باز آمدند

دو بهره همه خسته و دردمند

وز آنجای کردند سر روی راه

کنون بشنو از کار ارجاسپ شاه

چهارم ز کاری که آمد خبر

که آمد ز ایران سپه بیشمر

چو گشتاسپ با گرد گرگین شیر

دگر اردشیر سوار دلیر

رسد دم به دم لشکر بیکران

همه نامداران جنگ آوران

سپهدار دستان برآورد کار

سپه برد بیرون به دشت حصار

سپه راست کرد وبرآراست جنگ

قضای جهان گشت بر مرد تنگ

فرامرز آمد به پیش سپاه

به قلب سپه در جهاندار شاه

یمین سپه پارس پرهیزگار

چو خورشید مینو بدی از یسار

وز آن روی صف بست ارجاسپ نیز

کمر بست بر کین لهراسپ تیز

دم نای ژوبین بدرید گوش

ز بانگ تبیره جهان در خروش

جهان را دگر فتنه بیدار شد

سر پر دلان پر ز پیکار شد

علم اژدهاییست گفتی غنیم

مه از میخهای علم بر دو نیم

سر فتنه جویان ز کین گرم بود

به سر دیده‌ها را نه آزرم بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، داستانی از دوران کهن روایت می‌شود که در آن شخصیت‌هایی مانند گشتاسپ و اردشیر در حال آماده شدن برای جنگ هستند. لشکرهای پراکنده دوباره به هم پیوسته و برای نبرد آماده می‌شوند. فرامرز به عنوان یکی از دلاوران در خط مقدم سپاه قرار می‌گیرد و با شجاعت به enfrentar کردن با دشمنان می‌پردازد. در این جنگ، نشانه‌هایی از دلیر بودن و روحیه قوی جنگاوران به تصویر کشیده شده است و زمینه نبرد به شدت آماده است. جنگ به عنوان یک واقعه بزرگ و حماسی توصیف می‌شود و تنش و هیجان آن حس می‌شود.