بخش ۳۰ - کشته شدن بلال بدست نسناس زنگی گوید عثمان مختاری
عثمان مختاری / شهریارنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
بدو گفت کای زنگی دیو چهر
بگیری زمن دستبردی بدهر
چنانت ز میدان فرستم بدر
که بر تو بگریند مام و پدر
بگفت این و برداشت گرز کشن
بغرید ماننده اهرمن
بزد بر سر گرد نسناس تیز
مر آن گرز کین همچو الماس تیز
فتاد از بر فیل بر خاک خوار
به یک گرز برگشت از کارزار
چو هیتال دید آن رقیب سپاه
که شد کشته بلال در رزمگاه
ز سر شهپر خسروی برگرفت
ببارید خون دست بر سر گرفت
چو برگشت بخت از من خاکسار
چو شد کشته بلال خنجر گزار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر به توصیف نبردی پرداخته که در آن یکی از شخصیتها (زنگی دیو) به دیگر شخصیتها چالش میکند. او با تهدید ابراز میکند که او را به شدت مجازات خواهد کرد و چنان ضربهای به او خواهد زد که والدینش برایش اشک خواهند ریخت. سپس شخصیت دیگری با دلاوری و قدرت، با ضربهای محکم به دشمن حمله میکند و او را از میدان جنگ به زمین میزند. در اینجا، او به مرگ یکی از خانوادههای رقیب (بلال) در میدان جنگ اشاره میکند و حسرت و ندامت او را از کشته شدن یک همراهش نشان میدهد. این ابیات به نبرد، شجاعت و غم ناشی از از دست دادن عزیزان میپردازند.