بخش ۷۶ - رزم شهریار با نقابدار سیه پوش گوید عثمان مختاری
عثمان مختاری / شهریارنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
برون خواست بردن ز آوردگاه
که برداشت گرد سپهبد سیاه
عنان اژدهای سیه را سپرد
ز نعل سیه گرد بر ماه برد
خروشان چه نر اژدهائی دژم
چه کوهی کشد کوه خارا بدم
یکی نعره ای بر سیه پوش زد
تو گفتی که دریا ز کین جوش زد
که ای حیره برباره کن تنگ تنگ
که اینک هم آوردت آمد به جنگ
سیه پوش گفتا که ای نامدار
دلیری و گردنکش و کامکار
بمان تا هم آورد خود را به جای
رسانم پس آنگه کنم رزم رای
نبگذارمت گفت ای نامدار
که او را بری بسته از کارزار
سیه پوش گرزی بزد بر سرش
سپر خرد گشت و بر و افسرش
روان خون شد از بینی نامور
چه از لؤلؤی عاج مرجان تر
بگفت و برآورد شمشیر تیز
بدو اندر آورد روی ستیز
بزد تیغ و ببرید تار کمند
روان جست زنگی همان گه ز بند
سیه پوش گرز گران برکشید
خروشی چه شیر ژیان برکشید
بدو اندر آمد چه ابر بهار
بشد گرم هنگامه کارزار
برآورد آن اسب کان تیغ تیز
درآمد چه شیر ژیان در ستیز
چه برقی که بر کوه آید ز میغ
بزد بر سر آن سیه پوش تیغ
سپر با سرگرد در هم درید
شد از خون سر چهره اش ناپدید
عنان را به پیچید و شد در گریز
نیارد بر شیر روبه ستیز
برآمد غو هر دو لشکر بابر
جهان بود گوئی به کام هژبر
سیه پوش شد با نقیب سیاه
چنان زخم خورده از آوردگاه
برون کس نیامد به رزمش دگر
از آورد برگشت آن شیر نر
فرود آمد آنگاه شیر ژیان
طلایه برون رفت از هر کران
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، نبردی سخت میان دو جنگجوی بزرگ در میانه میدان نبرد توصیف شده است. یک طرف، سیهپوشی است که در برابر شجاعت و دلیری رقیب خود ایستاده و او را به مبارزه دعوت میکند. آنها در ابتدا به یکدیگر احترام میگذارند و سیهپوش اعلام میکند که رقیبش باید آماده شود. نبرد آغاز میشود و سیهپوش با ضربهای به رقیبش آسیب میزند، اما در ادامه، رقیب با شجاعت به مقابله میآید و به سیهپوش ضربه میزند. در نهایت، پس از نبردی آتشین، سیهپوش به دلیل زخمهایش مجبور به عقبنشینی میشود و میدان را ترک میکند. جنگ میان دو لشکر ادامه دارد و جهان گویی تحت تأثیر این نبرد قرار گرفته است.