نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۸۴ - خبردار شدن زال رز از آمدن ارهنگ دیو گوید عثمان مختاری

عثمان مختاری / شهریارنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

از آن رو چه ارهنگ پولادوند

سوی سیستان شد بگرز و کمند

خبر یافت از آن زال گیتی ستان

که آمد قیامت سوی سیستان

ز ترکان سپاهی بکین آمد است

تو گو آسمان بر زمین آمد است

سپهدارشان پور پولادوند

که بتواند از کوه پولاد کند

در آن رو سپاهی بارجاست تفت

ز کین بر (سوی) شاه لهراسب رفت

رخ زال زر گشت چون شنبلید

ز کار آگه این ناگهان چون شنید

بفرمود کاید روان ره دلیر

بیامد زواره به کردار شیر

چه آمد بدو گفت زال ای پسر

دلیر و سرافراز پر خاشخور

یک امروز دل را پر از درد کن

بسیج و نبرد هم آورد کن

برون بر سپه را خود از سیستان

بگردان بگرز این بد از سیستان

بدان دیو در راه کین جنگ کن

چه شیر اندرین رزم آهنگ کن

سرگرد ار هنگ آور بدست

بگرز گران ده سپه را شکست

تهمتن چه نبود درین کینه گاه

بجای تهمتن تو برکش سپاه

زواره برون رفت با مرزبان

چو خورشید مینو دلیر جوان

دگر نامور سام با ارز بود

که پور جهان جو فرامرز بود

تخاره که پور زواره بدی

کزو شیر را دل دو پاره بدی

دلیران زابل سه ره ده هزار

برفتند با وی پی کارزار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بخش از داستان، پولادوند همراه با عده‌ای از سپاهیان به سمت سیستان حرکت می‌کند تا به خبر قیامت و خطر بزرگ که از سوی زال و ترکان آمده است، واکنش نشان دهد. زال از این خبر نگران می‌شود و به پسرش زواره دستور می‌دهد که باید با شجاعت و دلیرانی که دارند، آماده نبرد شوند و با دشمنان مقابله کنند. زواره و همراهانش، از جمله سام و فرامرز، در حالی که آماده جنگ هستند، به سوی میدان حرکت می‌کنند تا با دشمنان بجنگند و سرزمین خود را محافظت کنند.