نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۸۸ - جواب نامه نوشتن زال زر به نزد زواره گوید عثمان مختاری

عثمان مختاری / شهریارنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

جهان دیده زال این سخن چون شنید

برآشفت و از جایگه بردمید

چنین پاسخ نامه پور کرد

که مانا تو را دیو مزدور کرد

بپوشید دیوت دو چشم خرد

ز گردان چنین ناسزا کی سزد

مرا پیر خوانی و دل بشکنی

بترسانی از جنگ اهریمنی

به یزدان که چون برگرایم عمود

برآرم ز کوه ستیزنده دود

چو من پیر گشتم هژبر افکنم

بلای دل جان اهریمنم

تو مردانه باش و برآرای کار

میندیش از دیو و از کارزار

چو خورشید مینو چنان زخم دار

سوی سیستان آمد از کارزار

همه سیستان گشت زیر و زبر

بگفتا بگردان روان زال زر

که کردند دروازه را استوار

ببد گرد دستان نیرم سوار

بفرمود تا سنگهای گران

کشیدند بر باره افسونگران

بگردید در گرد شهر و حصار

کجا بد خراب کرد زال استوار

وزین روی برخاست آوای جنگ

دلیران ببستند برباره تنگ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

زال، مردی با تجربه و دانا، وقتی این سخن را شنید، بشدت برآشفت و پاسخ داد. او گفت که دیگر او را دیو مزدور نخوانند و از کارزار نترسد. زال بیان کرد که برمی‌خیزد و به جنگ می‌رود و هیچگونه ترسی از دشمنان ندارد. او از دیگران خواست که مردانه بایستند و به کارزار بروند، و در این بین، خبر از آسیب‌هایی که به زال وارد شده بود و بیداد دیوان به گوش دیگران رساند. در ادامه، او از آماده‌سازی برای جنگ و استحکام دروازه‌ها صحبت کرد و گروهی از دلیران را گرد آورد تا در برابر دشمن ایستادگی کنند. در نهایت، زال بر عزم و اراده خود تأکید کرد و نداهای جنگ بلند شد.