نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۹ - کشته شدن فرهنگ بدست زرفام گوید عثمان مختاری

عثمان مختاری / شهریارنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

دلاور برون راند آن فیل زود

خروشان وجوشان بیامد چه دود

به فرهنگ بربست راه ستیز

به کف داشت از کینه ساطور تیز

به فرهنگ گفتن که اندر نبرد

ندیدی هنرهای مردان مرد

نمودی به مردان ما دستبرد

ولی کس ز من گوی مردی نبرد

به من در جهان کس هم آورد نیست

بمغرب زمین کس چه من مرد نیست

کنم پیکرت رابساطور نرم

که من چون پلنگم توئی همچو غرم

بدو گفت فرهنگ کای پرگزاف

ز مردان نه نیکوست آئین لاف

من امروز بینم یکی مرگ تو

بکوبم بگرز گران ترک تو

بگفت این و زی رزم آورد روی

برآمد ز گردان یکی های هوی

یکی تیر برداشت پیکان سترک

بزد بر بر زنده پیل بزرگ

نشد تیر بر فیل او کارگر

که بودی در آهن ز پا تا به سر

برافراخت زرفام ساطور کین

خروشان و بر ابرو افکنده چین

درآمد خروشان بتنگ اندرش

برافروخت به ساطور و زد بر سرش

زمن گفت مانا که برگشت بخت

زمن بخت خواهد بپرداخت رخت

بگفت این و یکباره جنگ آورید

مر این مغربی را بچنگ آورید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، دلاوری از یک جنگجوی نیرومند صحبت می‌کند که به مبارزه با فیل بزرگی می‌پردازد و از شجاعت و قدرت خود سخن می‌گوید. او با فرهنگ گفتگو می‌کند و به او یادآوری می‌کند که هنر و روش‌های جنگی مردان واقعی را دیده‌است. فرهنگ به او پاسخ می‌دهد که لاف زدن از مردان نیکو نیست و تهدید می‌کند که او را خواهد کشت. جنگ در حال انجام است و تیرها به فیل نمی‌خورند چون آن فیل از زرهی سخت پوشیده شده‌است. در نهایت، دلاور با ساطور کینه‌اش به جنگ ادامه می‌دهد و خطاب به فرهنگ می‌گوید که بخت او برمی‌گردد و این جنگ را به سود خود به اتمام می‌رساند. داستان در نهایت به جنگ و مبارزه پایان می‌یابد و اتفاقات پرهیجانی را روایت می‌کند.