بخش ۹۱ - نامه فرستادن زال زر به نزد وزیر ارجاسب شاه گوید عثمان مختاری
عثمان مختاری / شهریارنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
یکی نامه دیگر هم اندر شتاب
فرستاد زال آن یل کامیاب
به نزدیک دستور ارجاسب شاه
جهان جوی بیورد با دستگاه
که از تخم پیران بد او را نژاد
جهاندیده و مرد پاکیره زاد
که این نامه از پیش دستان شیر
به نزدیک بیورد روشن ضمیر
نبیره سه یل با یکی پور من
گرفت این ستمکاره اهرمن
مبادا کز ارجاسپ آید ستم
بر ایشان و بر ما ازین کینه غم
چه پیران یل کاو نیای تو بود
بما بر همی دست نیکی بسود
تو دانی که چون رستم آید ز راه
نه ارهنگ ماند نه ارجاسپ شاه
سر تخت ارجاسپ آرد بدست
به ارجاسپ آید درین کین شکست
چو شد نامه برنامه بر مهر زال
فرستاد زی مرد فرخنده فال
همان شهر کاکنون است بیورد نام
شنیدم که بیورد کردش تمام
چو آن نامه ها را روان کرد زال
بپوشید گبر و برآورد یال
فراوان همی گشت گرد حصار
چنین تا برآمد خور از کوهسار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
زال نامهای به ارجاسب، شاهی که کینه و دشمنی با او داشت، فرستاد. زال از ویژگیهای یک نیای خوب و نیکوکار خود، پیران یل، یاد میکند و از ارجاسب میخواهد که در حق فرزندان رستم و دیگران ستم نکند. او نگران است که کینههای گذشته باعث آزار دیگران شود. زال سپس نامه را با مهر خود ارسال میکند و به این امید است که رستمی، که قدرتمند و نیرومند است، بر ارجاسب غلبه کند و جلوی ستمها را بگیرد. در پایان، زال آماده میشود و به سمت شهر بیورد میرود.