شمارهٔ ۱۴ - تاریخ فوت محمد ربیع مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / ماده تاریخ / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون پر ز گردش فلک و دور روزگار
پیمانه حیات محمد ربیع شد
حکم خدا رسید و ازین خاکدان سرای
فرمان کردگار جهان را مطیع شد
بار حیات بست و ز قوتش فغان بلند
از جان دردناک شریف و وضیع شد
در تنگنای دهر بود دستگاه عیش
چندانکه تنگ بود بجنت وسیع شد
کرد از جهان چو رحلت و در بارگاه قدس
از لطف حق مقیم مقام رفیع شد
مشتاق خسته دل بیتاریخ رحلتش
گفتا برون ز دهر محمد ربیع شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به توصیف مرگ و رحلت محمد ربیع میپردازد. شاعر بیان میکند که با گذر زمان و گردش فلک، زمان حیات او به پایان رسیده است و اراده خداوند بر این است که او از دنیا برود. وی از مشکلات زندگی رنج کشیده و پس از مرگ، به مقام بلند و رحمت الهی وارد شده است. شاعر اشاره دارد که رحلت او باعث دلتنگی و افسوس خسته دلان شده است و برای آنانی که او را دوست داشتند، بیتاریخی مرگش را یادآوری میکند.