نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳ - تاریخ فوت سیدمحمد مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / ماده تاریخ / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حیف از سید محمد کامد از دور سپهر

پرتو خورشید رویش عاقبت برطرف بام

رفت از این محفل برون و رفتنش احباب را

کرد ز هر غم بکام و ریخت خون دل بجام

کوکب برج سیادت بود و میکردند کسب

مهر و مه نور و ضیا از طلعت او صبح و شام

رونهفت از دور چرخ و از زوال کوکبش

روز و شب سادات را شد قیر گون و نیل فام

چون هوای جنتش در سر فتاد و شد روان

از ریاض دهر سوی روضه دارالسلام

کلک مشتاق از پی تاریخ فوتش زد رقم

باد فردوس برین سیدمحمد را مقام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف سید محمد کامد می‌پردازد که ستاره‌ای در عرصه سیادت و رهبری بود. او با ورود خود به زندگی دیگران، غم‌ها را از دل‌ها زدود و نور و صفا را به آنان بخشید. با رفتن او، حسرت و غمی عمیق بر سادات و دیگران حاکم شد و زندگی‌شان به زوال گرایید. شاعر اشاره می‌کند که رحلت او مانند افتادن ستاره‌ای در آسمان بوده و یاد او در دل‌ها باقی خواهد ماند. در نهایت، شاعر آرزو می‌کند که مقام سید محمد در بهشت محفوظ بماند.