نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴ - تاریخ ولادت مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / ماده تاریخ / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

هزار شکر که از نوشکفته گشت گلی

زابر لطف الهی ز بوستان حسن

عطا نموده باو کودکی خدا که چو شمع

زپرتو رخش افروخت دودمان حسن

زآفت این ثمر نارسیده ایمن باد

که هست قوت دل و قوت روان حسن

جناب ایزدی از لطف نام او احمد

ز تخت عرش رسانیده بر زبان حسن

چو این نهال برآمد ز باغ رعنائی

که جلوه‌اش بود آرام‌بخش جان حسن

نوشت خامه مشتاق بهر تاریخش

دمید گلبنی از طرف گلستان حسن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با شکرگزاری از خدایی که کودکی به نام حسن را عطا کرده، به زیبایی و فضیلت‌های او اشاره می‌کند. حسن که شبیه شمع می‌درخشد، دل و جان مردم را روشن می‌سازد. شاعر از لطف الهی صحبت کرده و تأکید می‌کند که نام احمد (نام پیامبر اسلام) بر زبان حسن جاری است. او همچنین به زیبایی و آرامش‌بخش بودن حسن اشاره کرده و از آن به عنوان یک نهال در باغی رعنایی یاد می‌کند. نهایتاً، شاعر ابراز عشق خود به حسن را در قالب نوشتاری بیان کرده و به زیبایی او تشبیه می‌کند.