نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

علاج عجب به قدرت ملا احمد نراقی

ملا احمد نراقی / باب چهارم

و اما عجب به قوت و قدرت خود: علاجش آن است که به یاد آورد امراض و آلامی را که خدا مسلط بر بدن او گردانیده و نظر کند که شبی تب چگونه قوت او را ضعیف، و بدن او را لاغر و نحیف می گرداند و اگر یک رگ از بدن او به درد آید از هر عاجزی عاجزتر و از هر ذلیلی ذلیل تر می شود و احمق کسی است که به قوت و قدرت خود نازد و حال اینکه اگر مگسی چیزی از او برباید نتواند استرداد کند و اگر مورچه ای به گوش او داخل شود روز و شب فریاد کند و اگر خاری به پای او رود عاجز گردد و اگر غباری به چشمش رسد متأثر شود.

«یخوفه الدق و یقتله البق» یعنی «اندک دقی که بلند شود او را می ترساند، و پشه ای او را می کشد» و حال آنکه هر چه او را قوت باشد از خری یا گاوی یا شتری بیش نخواهد بود و چه عجب و افتخار به چیزی که می کند که گاو و خر در آن از او بالاتر است.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به قدرت و قداست الهی و ضعف انسان اشاره دارد. نویسنده به این نکته تأکید می‌کند که انسان‌ها با وجود اینکه ممکن است به توانایی‌ها و قدرت خود بنازند، در واقع بسیار آسیب‌پذیر و ضعیف هستند. او به مثال‌هایی از مشکلات جسمی، مانند تب یا درد، اشاره می‌کند که چطور می‌تواند انسان را ضعیف و ناتوان کند. نویسنده همچنین اشاره می‌کند که انسان نمی‌تواند حتی کوچک‌ترین موجودات را کنترل کند و در برابر مشکلات جزئی به شدت تحت تأثیر قرار می‌گیرد. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که غرور و افتخار به قدرت و قوت جسمی، امری احمقانه است، چرا که در واقع انسان‌ها از بسیاری از حیوانات نیز ضعیف‌تر هستند.