فصل - اقسام تکبر و درجات متکبرین ملا احمد نراقی
بدان که تکبر به سه قسم است: اول آنکه تکبر بر خدا کند، همچنان که نمرود و فرعون کردند و این بدترین انواع تکبر، بلکه اعظم افراد کفر است و سبب این، محض جهل و طغیان است و به این قسم خدای تعالی اشاره فرموده که «إن الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین» یعنی «به درستی که کسانی که تکبر و گردن کشی از بندگی من می نمایند زود باشد که داخل جهنم شوند، در حالتی که ذلیل و خوار باشند» .
دوم آنکه بر پیغمبران خدا تکبر کند و خود را از آن بالاتر داند که انقیاد و اطاعت ایشان را کند، مانند: ابوجهل و امثال اینها و ایشان کسانی بودند که می گفتند: «أهولاء من الله علیهم من بیننا» یعنی «آیا اینها را خدا منت گذارد و پیغمبر کرد در میان ما؟» و می گفتند: «أنؤمن لبشرین مثلنا» یعنی «آیا ما ایمان بیاوریم از برای دو آدمی مانند ما؟» و می گفتند: «إن أنتم ألا بشر مثلنا» یعنی «نیستید شما مگر بشری مانند ما» و این قسم نیز نزدیک تکبر به خدا است.
سوم آنکه اینکه تکبر بر بندگان خدا نماید، که خود را از ایشان برتر بیند و ایشان را در جنب خود پست و حقیر شمارد و این قسم اگر چه در شناعت، از قسم اول کمتر باشد، اما این نیز از مهلکات عظیمه است بلکه بسا باشد که منجر به مخالفت خدا شود، زیرا که صاحب آن، گاه است حق را از کسی می شنود که خود را از او بالاتر می داند و به این جهت استنکاف از قبول و پیروی آن می کند بلکه چون عظمت و تکبر و برتری و تجبر مختص ذات پاک خداوند علی اعلی است پس هر بنده ای که تکبر نماید در صفتی از صفات خدا، با او منازعه نموده است.
همچنان که از برای تکبر، سه قسم است، همچنین از برای آن، سه درجه است.
درجه اول: اینکه این صفت خبیثه در دل آدمی مستقر باشد و خود را بهتر و برتر از دیگران بیند، و آن را در کردار و گفتار خود ظاهر کند مثل اینکه در مجالس، بالاتر نشیند و خود را بر امثال و اقران خود مقدم دارد و روی خود را از ایشان بگرداند و عبوس کند و چین بر جبهه افکند و کسی که کوتاهی در تعظیم او کند بر او انکار نماید و اظهار مفاخرت و مباهات کند و در صدد غلبه بر ایشان در مسائل علمیه و افعال عملیه باشد و این درجه، بدترین درجات است، زیرا که درخت کبر، در دل صاحبش ریشه دوانیده و شاخ و برگ آن بلند شده و جمیع اعضا و جوارح او را فرو گرفته
درجه دوم اینکه در دل او کبر باشد و کردار متکبرین نیز از او صادر گردد و اما به زبان نیارود و این درجه، یک شاخه کمتر از درجه اول است.
درجه سوم اینکه در دل، خود را بالاتر داند اما در کردار و گفتار مطلقا اظهار ننماید، و نهایت سعی در تواضع و فروتنی کند و چنین شخصی شاخ و برگ درخت کبر را قطع کرده است اما ریشه آن در دل او هست پس اگر به این جهت بر خود غضبناک باشد و در صدد قلع و قمع ریشه آن نیز بوده باشد و سعی کند، او به آسانی بتواند از آن خلاص گردد و اگر احیانا بی اختیار میل به برتری کند و لیکن در مقام مجاهده بوده باشد گناهی بر او نیست و خدا توفیق نجات به او کرامت می فرماید.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
تکبر به سه نوع تقسیم میشود: 1. **تکبر بر خدا**: بدترین نوع تکبر و نشانهای از جهل و طغیان است. افرادی مانند نمرود و فرعون نمونههایی از این نوع تکبر هستند که به عقوبت الهی دچار میشوند. 2. **تکبر بر پیامبران**: این نوع تکبر باعث میشود فرد خود را از پیروی پیامبران بالاتر بداند و نمونههایی مانند ابوجهل در این دسته جای میگیرند. آنها به خداوندی که پیامبران را فرستاده، خرده میگیرند و به آنها اهانت میکنند. 3. **تکبر بر بندگان خدا**: فرد خود را از دیگران بالاتر میبیند و آنها را حقیر میشمارد. این نوع نیز بسیار خطرناک است و میتواند به نافرمانی از خدا منجر شود. تکبر سه درجه دارد: - **درجه اول**: تکیه بر تکبر در دل و ابراز آن در رفتار و گفتار، مانند نشستن در جایگاه بالاتر و بیاعتنایی به دیگران. - **درجه دوم**: وجود تکبر در دل و ابراز آن در رفتار، اما بدون سخنان متکبرانه. - **درجه سوم**: احساس برتری در دل، اما تلاش برای تواضع و فروتنی در رفتار. اگر فرد در تلاش برای قلع ریشه این احساس باشد، خداوند او را کمک خواهد کرد. در نهایت، تکبر مختص به خداست و هر کس که دچار تکبر شود، در واقع با صفات الهی به چالش کشیده است.