نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

وجوب عینی علم اخلاق ملا احمد نراقی

ملا احمد نراقی / باب چهارم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

و اما علم اخلاق که علم آفات نفس و کمالات آن باشد پس واجب عینی است بر هر کسی به قدر حوصله و استعدادش، زیرا که هلاکت انسان در واگذاشتن نفس است، و رستگاری او در تذهیب آن «قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها» بلکه غرض کلی از بعثت نبی، آموختن این علم است همچنان که فرمودند «انما بعثت لأتمم مکارم الاخلاق» یعنی «من مبعوث شده ام که اخلاق حسنه را به إتمام رسانم» پس بر هر کسی لازم است که بعضی از اوقات خود را صرف شناختن غایت نفس و کمالات آن و طریقه معالجه بیماری آن نماید به وسیله رجوع به کتب اخلاق و حدیث یا استماع از ارباب این فن شریف و باید در طریق معالجه آن به آنچه از اخبار و آثار و طریق علماء و اخیار مستفاد می شود رفتار نماید و از بعضی بدعتها که طایفه ای از اهل بدع و أهواء، اختراع نموده اند احتراز نماید.

و اما علم فقه، پس آن نیز به قدر حاجت و ضرورت هر کس در عبادات و معاملات خود واجب عینی است بر هر کسی و زاید بر آن واجب است کفایه، یعنی بر بعضی لازم است اکتساب آن تا رفع احتیاج دیگران بشود و طریق اکتساب این علم به اجتهاد و استنباط آن تا رفع احتیاج دیگران بشود و طریق اکتساب این علم به اجتهاد و استنباط از مأخذ شرعیه است یا به تقلید از مجتهد زنده و تارک این دو طریق آثم و گناهکار، و عذر او غیر مسموع در نزد پروردگار، به تفصیلی که در علم اصول فقه محرر و مقرر است.

و به هر یک از این دو طریق اگر چه علم به مسائل حاصل و عامل به آنها مطیع و ممتثل است و لیکن نورانیت و تأثیری که در اخذ به طریق اجتهاد است هرگز در تقلید یافت نمی شود، و تکمیلی که از عمل مجتهد هم می رسد مقلد را دست نمی دهد، و هر که خواهد به اجتهاد مسائل را بفهمد باید علم به صحت اجتهاد خود حاصل کند و فریب نفس و شیطان را نخورد و به محض فراگرفتن مسائلی چند خود را از جمله مجتهدین نشمارد و هر که خواهد به تقلید اخذ کند باید مجتهد را بشناسد و به صفات و عدالت او برخورد به طریقی که در علم اصول مبین است.

ای بسا ابلیس آدم‌روی هست

پس به هر دستی نباید داد دست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

علم اخلاق به عنوان مطالعه آفات و کمالات نفس، بر هر فرد واجب است تا به آگاهی و رشد شخصی خود بپردازد. ترک این علم به هلاکت انسان می‌انجامد، در حالی که کسب آن راه رستگاری است. بعثت پیامبر نیز به همین منظور بوده که اخلاق را کامل کند. بنابراین، هر فردی باید زمانی را به یادگیری و فهم غایت نفس و چگونگی درمان بیماری‌های آن اختصاص دهد. علم فقه نیز به اندازه نیاز هر فرد در عبادات و معاملات واجب است. بر برخی لازم است که این علم را به حدی فرا بگیرند که بتوانند نیاز دیگران را برطرف کنند. اکتساب فقه از طریق اجتهاد یا تقلید است و عدم رعایت این اصول باعث گناه و عذاب در پیشگاه خدا خواهد شد. اجتهاد نورانیت و تأثیری بیشتر از تقلید دارد و فرد مقلد کمتر می‌تواند به تکامل برسد. در نهایت، شخص باید با احتیاط و آگاهی به اجتهاد یا تقلید بپردازد و از فریب نفس و شیطان دوری کند.