نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

فصل - ملکه قناعت ملا احمد نراقی

ملا احمد نراقی / باب چهارم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

بخش 1

ضد صفت حرص، ملکه قناعت است و آن حالتی است از برای نفس، که باعث اکتفا کردن آدمی است به قدر حاجت و ضرورت و زحمت نکشیدن در تحصیل فضول از مال و این از جمله صفات فاضله و اخلاق حسنه است و همه فضائل به آن منوط، بلکه راحت در دنیا و آخرت به آن مربوط است و صفت قناعت، مرکبی است که آدمی را به مقصد می رساند و وسیله ای است که سعادت ابدی را به جانب آدمی می کشاند، زیرا که هر که به قدر ضرورت قناعت نمود و دل را مشغول قدر زاید نکرد همیشه فارغ البال و مطمئن خاطر است و حواس او جمع و تحصیل آخرت بر او سهل و آسان می گردد و هر که از این صفت محروم، و آلوده حرص و طمع و طول امل گشت به دنیا فرو می رود، و خاطر او پریشان، و کار او متفرق می گردد و با وجود این، چگونه می تواند تحصیل آخرت نماید و به درجات اخیار و ابرار رسد؟

قناعت سر افرازد ای مرد هوش

سریر طمع برنیاید ز دوش

و از این جهت است که اخبار در مدح قناعت بی شمار است از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم مروی است که فرمود: «خوشا به حال کسی که هدایت به دین اسلام یابد، و به قدر کفاف به او برسد و قناعت کند» و فرمود که «ای مردمان چندان سعی در طلب دنیا نکنید، که به هیچ کس نمی رسد مگر آنچه از برای او مقدر شده است و هیچ بنده ای از دنیا نمی رود مگر اینکه روزیی که از برای او مقدر است به وی برسد» و در حدیث قدسی وارد است که «ای فرزند آدم اگر همه دنیا از تو باشد زیاده از قوت تو عاید تو نخواهد شد پس هرگاه من به قدر قوت تو به تو برسانم و حساب او را از دیگری جویم به تو احسان کرده خواهم بود» مروی است که «موسی علیه السلام از حق تعالی سوال کرد که کدام یک از بندگان غنی ترند؟ فرمود: هر کدام قانع ترند» حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمود که ای فرزند آدم اگر از دنیا آن قدر می خواهی که کفایت تو را کند، اندک چیزی از آن تو را سیر می کند و اگر زیادتر از کفایت می طلبی، تمام آنچه در دنیا هست تو را سیر نخواهد کرد، و کفایت تو را نخواهد نمود».

حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمود که «زنهار، چشم نینداز به بالاتر از خود، و نگاه به آن مکن و به معیشت پیغمبر خدا نظر کن، که خوراک او جو بود و شیرینی او تمر بود و هیزم او پوست درخت خرما، اگر به دست او می آمد» و از آن حضرت مروی است که «هر که قناعت کند به آنچه خدا به او می دهد غنی ترین مردم است» و حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمود که «هر که از خدا به اندک معیشتی راضی شود خدا نیز به اندک عملی از او راضی می شود» و از آن حضرت مروی است که «خدای تعالی می فرماید: من چون بر بنده مومن تنگ می گیرم محزون می شود و حال اینکه او را به من نزدیکتر می کند و هر گاه او را معیشت می دهم فرحناک می گردد و حال اینکه او را از من دورتر می کند» و فرمود که «هر چه ایمان بنده زیادتر می شود تنگی معاش او بیشتر می گردد» و اخباری که در فضیلت قناعت رسیده است از حد و حصر متجاوز است و همین خبر مشهور کافی است که «عز من قنع و ذل من طمع» یعنی «هر که قانع شد بر مسند عزت پا نهاد و هر که را خار طمع در دامن آویخت به چاه مذلت افتاد».

بخش 2

کاسه چشم حریصان پر نشد

تا صدف قانع نشد پر در نشد

بخش 3

به قناعت کسی که شاد بود

تا بود محتشم نهاد بود

وانکه با آرزو کند خویشی

افتد از خواجگی به درویشی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

قناعت به عنوان ضد حرص، حالتی است که انسان را به اکتفا به نیازهای ضروری و زحمت نکشیدن برای چیزهای اضافی وا می‌دارد. این صفت، فضیلت مهمی است که به راحتی در دنیا و آخرت منجر به سعادت می‌شود. فرد قانع، ذهن و حواسش متمرکز می‌ماند و تحصیل آخرت برایش آسان‌تر است، در حالی که آنکه به حرص و طمع گرفتار می‌شود، نگرانی و پریشانی را تجربه کرده و نمی‌تواند به درجات والای روحانی برسد. نقل قول‌هایی از پیامبر اسلام و امامان نشان‌دهنده اهمیت قناعت و تأکید بر آن است. آنان به انسان‌ها توصیه کرده‌اند که در طلب دنیا زیاده‌روی نکنند و به آنچه خدا به آنان عطا می‌کند، قانع باشند. با قناعت، فرد می‌تواند غنی و سعادتمند شود، در حالی که حرص و طمع انسان را به ذلت می‌کشاند. در نهایت، قناعت را به عنوان کلید شادکامی و عزت در زندگی معرفی می‌کند.