دروغ در اعمال و رفتار ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / باب چهارم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بخش 1
و اما کذب در کردار و اعمال آن است که در ظاهر اعمالی از او سرزند که دلالت کند بر خوبی در باطن او، و باطن او از آن بی خبر بوده باشد، یعنی باطن او موافق ظاهر نباشد و صدق در آن، این است که باطن و ظاهر یکسان و مطابق بود یا باطن از ظاهر بهتر و آراسته تر باشد و این مرتبه از صدق، اشرف و افضل از صدق در گفتار است.
و از این جهت مکرر سید بشر این مرتبه را از حضرت آفریدگار مسئلت می نمود و در اخبار وارد است که «چون پنهان و آشکار بنده مومن یکسان بوده باشد خداوند عالم به او بر ملائکه مباهات می کند و می فرماید: بنده حق من این است».
بعضی از اکابر فرموده است که «کیست مرا نشان دهد به شخصی که چشم او در تاریکی شبها گریان است و لب او روزها در محافل، خندان باشد».
«اذا السر و الاعلان فی المومن استوی
فقد عز فی الدارین و استوجب الثناء»
یعنی: هرگاه پنهان و آشکار بنده مومن، مساوی باشد، در دو جهان، عزیز و مستوجب آفرین و ستایش است.
و اگر ظاهر او مخالف باطن باشد، و ظاهر را به اعمال خیر آراسته و باطن او بی خبر باشد، هیچ اجر و مزدی از برای عمل او نیست مگر تصدیع و رنجی که کشیده است.
همچنان که طلای بی غش در بازار، رایج و در عوض آن هر چه خواهی می دهند، و آنچه در آن غش باشد به تو رد می کنند، و آرزوی تو از آن برنمی آید، و شکی نیست هر عملی را که در آن غش باشد که ظاهرا آن آراسته و باطن آن موافق ظاهر نباشد رد به تو می شود.
بخش 2
«و ان خالف الاعلان سرا فما له
علی سعیه فضل سوی الکد و العنا»
بخش 3
کما خالص الدینار فی السوق نافق
و مغشوشه المردود لا یقتضی المنی
بخش 4
قلب روی اندود نستانند در بازار حشر
خالصی باید که از آتش برون آید سلیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره کذب و صدق در کردار و اعمال انسانها سخن میگوید. نویسنده بیان میکند که کذب به معنای آن است که ظاهری نیکو داشته باشیم اما باطن ما از آن آگاه نباشد؛ یعنی باطن و ظاهر با هم تناقض داشته باشند. صدق به معنای همخوانی باطن و ظاهر، یا بهتر بودن باطن از ظاهر است که از نظر نویسنده، بالاترین درجه صدق است. در اینجا به مقام حضرت رسول (ص) اشاره میشود که خداوند به چنین بندهای مباهات میکند. همچنین تأکید میشود که اگر پنهان و آشکار انسان مومن یکسان باشد، او در دو دنیا عزیز و شایسته ستایش است. در مقابل، اگر ظاهر باطن را نقض کند، اجر و پاداش او به جز رنجی که کشیده به هیچ چیز نمیرسد. نویسنده در نهایت به تشبیه طلاهای خالص و ناخالص میپردازد و میگوید که همچنان که طلاهای بیغش در بازار ارزشمند هستند، اعمال که خالص نباشند نیز در روز قیامت مورد قبول نیستند و رد خواهند شد.