غرور و اعظان ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / باب چهارم / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
طایفه چهارم: واعظانند و اهل غرور و غفلت ایشان نیز بسیار است بعضی از اینها از احوال نفس و صفات آن، و از خوف و رجا و توکل و رضا و صبر و شکر و غیره سخن می گوید، و چنان می پندارد که با گفتن اینها و خواندن خلق با اینها، خود نیز متصف به آنها می گردد، و حال آنکه در آن صفات از پایه ادنای عامی ترقی ننموده است.
بر همه درس توکل می کند
در هوا او پشه را رگ می زند
و چنان گمان می کند که غرض او از وعظ، اصلاح مردم است، نه امر دیگر و حال آنکه اگر واعظی دیگر یافت شود که از برای اصلاح خلق بهتر باشد، و مردم رو به او آورند، این بیچاره از غصه و حسد نزدیک به مردن می رسد و اگر یکی مدح و ثنای آن واعظ دیگر را کند، این با آن مدح کننده دشمن می گردد.
و گروهی دیگر خود را مشغول قصه خوانی و نقالی ساخته، و شطح و طاماتی چند پرداخته، و در کلمات، سجع و قافیه به هم انداخته، سعی در تحصیل قصه های غریبه و احادیث عجیبه می نمایند و طالب آنند که مستمعان، صداها به گریه بلند کنند، و صیحه ها بکشند، و بر سر و صورت خود بزنند و از شنیدن کلمات او حرکات شوقیه نمایند و از انواع این امور لذت می برند و بسا باشد که احادیث کاذبه جعل کنند و قصه های دروغ بر هم بافند از برای رقت عوام و شوق و میل ایشان و شکی نیست که امثال این اشخاص، شیاطین انس اند و خود گمراهند و مردمان را نیز گمراه می کنند و سزاوار وعظ و ارشاد نیست، مگر کسی که قصد او بجز هدایت مردم نباشد و طمع او از خلق بالکلیه منقطع شده باشد و مدح و ذم در نظر او یکسان باشد نه از مذمت ایشان مضایقه داشته باشد بعد از آنکه در نزد خدا ممدوح باشد و نه به مدح ایشان شاد شود، و اگر چه حال خود را نزد خدا نداند و چنانچه واعظی دیگر پیدا شود که در ارشاد مردم و هدایت ایشان معین و مددکار او باشد، نهایت فرح و سرور از برای او حاصل گردد و با نظر حقارت و پستی به هیچ یک از بندگان خدا ننگرد بلکه احتمال دهد که هر کس از او بهتر باشد، زیرا به وطن هر کس و خاتمه امور، خدا داناتر است.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
طایفه چهارم وعاظ هستند که دارای غرور و غفلت زیادی هستند. برخی از این افراد درباره احوال نفس و صفات آن صحبت میکنند و گمان میکنند که با گفتن این مطالب، خود نیز به این صفات نائل میشوند، در حالی که واقعاً هیچ ترقیای در این امور نکردهاند. آنها ادعا میکنند که هدفشان اصلاح مردم است، اما وقتی کسی دیگر بهتر از آنها برای اصلاح مردم پیدا میشود، به شدت حسادت میکنند. گروهی دیگر نیز به داستانگویی و نقالی میپردازند و سعی میکنند با استفاده از کلمات زیبا و جالب، مردم را به گریه وادار کنند. این افراد ممکن است احادیث جعلی و دروغین را جعل کنند تا توجه مردم را جلب کنند و خود را خوشایند نشان دهند. واقعاً افراد باید قصدشان فقط هدایت مردم باشد و به مدح و ذم دیگران توجهی نکنند. یک وعاظ واقعی باید در نظرش همه بندگان خدا یکسان باشند و احتمال دهد که دیگران از او بهتر باشند.