فصل - هیچ دلی از محبت خالی نیست ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / باب چهارم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
بخش 1
بدان که همچنان که قدمای اهل حکمت تصریح کرده اند، قوام همه موجودات به محبت منوط، و انتظام سلسله ممکنات بدان مربوط است و هیچ دلی نیست که از لمعه محبت در آن نوری نه، و هیچ سری نیست که از شئه آن در او شوری نه نشاط و رقص افلاک از شور صهبای محبت است و مستی و بیهوشی مرکز خاک از سکر باده مودت «بسم الله مجریها و مرسیها».
ز عشق است آمد شد ماه و مهر
درنگ زمین و شتاب سپهر
اگر محبت نبودی امهات سفلیه تن به ازدواج آباء علویه ندادی و از مزاوجت ایشان، موالید ثلثه نزادی الفت اجزای مرکبات از اثر آن است و استقرار عناصر اربع، در مواضع خود به واسطه آن.
نطفه های قطرات امطار از شوق مرکز بر رحم زمین فرو می رود و بنات نبات از جنبش محبت سر از مشیمه خاک بیرون می کنند.
بخش 2
سر حب ازلی در همه اشیا ساری است
ورنه بر گل نزدی بلبل بیدل فریاد
بخش 3
آتش عشق است کاندر نی فتاد
جوشش عشق است کاندر می فتاد
جسم خاک از عشق بر افلاک شد
کوه در رقص آمد و چالاک شد
هر چه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل گردم از آن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن بیان میکند که محبت پایه و اساس تمامی موجودات است و همه چیز به واسطه محبت منظم میشود. هیچکس نیست که از تأثیر محبت بینصیب باشد و انواع احساسات و حرکات ناشی از عشق هستند. عشق باعث به وجود آمدن و شکلگیری همه چیز میشود، از جمله ارتباط بین عناصر و اجزای مختلف جهان. به طور کلی، عشق یک نیروی بنیادی است که همه چیز را به هم متصل میکند و بدون آن، زندگی و انبساط وجود نخواهد داشت. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که هر چقدر هم درباره عشق سخن بگوید، به دلیل عظمت و عظمت این احساس، در بیان آن ناتوان است.