نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

فصل - رضا از ثمرات محبت است ملا احمد نراقی

ملا احمد نراقی / باب چهارم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بخش 1

بدان که مرتبه رضا از ثمرات محبت و نتیجه آن صفت است، زیرا محبت با کسی، لازم دارد رضای به افعال محبوب را، و لذت یافتن از آن را و سرور و لذت از افعال محبوب به یکی از دو وجه می شود:

وجه اول آنکه محبت و دوستی او به مرتبه ای رسد که محب در دوستی مستغرق گردد و چنان مستغرق مشاهده جمال محبوب شود که اگر بلایی از او وارد شود مطلقا ألم آن را درک نکند و چنانچه زخمی به او رسد اصلا سوزش آن را نیابد و این چندان استبعادی ندارد، که مکرر مشاهده شده که آدمی در حال شدت غضب یا ترس، جراحتی به او می رسد و آن را احساس نمی کند و کسی که در میدان محاربه سرگرم جنگ شد بسا باشد زخمی خورد و ملتفت آن نگردد بلکه بسا باشد که از برای شغل مهمی می دود که خارها به پای او خلد و الم آن را نیابد.

پس عاشقی که جمیع هم او غرق مشاهده جمال معشوق، یا همه حواس او محو خیال محبت او باشد می شود که بر او اموری وارد شود که اگر مرتبه عشق نمی بود از آن متألم و متأثر می شد و لیکن به جهت استیلای محبت بر قلب او مطلقا ادراک الم و غم آن را نمی کند اگر چه آن امور از غیر دوست بر او وارد شود، چه جای آنکه از دوست به او رسد، که در این وقت از آن، سرور و لذت و عیش و بهجت یابد و چونکه شبهه ای نیست که محبت خداوند بالاترین محبتها، و مشغولی دل به آن اعظم مشغولی هاست، پس کسی که از آن بهره یافت بسا باشد که چنان از باده محبت بیهوش، و از یاد دوست واله و مدهوش گردد که از آنچه بر او وارد شود ألمی احسان نکند و گوید:

در بلا هم می چشم لذات او

مات اویم مات اویم مات او

وجه دوم آنکه استغراق او در محبت به مرتبه ای برسد که احساس ألم نکند و اکثر بلاها را بفهمد و سوزش زخمها را ادراک کند و لیکن به آن راضی و راغب، و به دل و جان آن را شایق و طالب باشد مثل کسی که هر دو چشم او کور شده باشد و طبیب حاذق، در معالجه آن، امر به حجامت کند، زیرا در وقت حجامت، آن شخص ادراک ألم را می کند لیکن به آن مشتاق است.

پس دوست خد از جانب خدا چون بلایی به او رسد و بداند که آنچه در عوض آن از خدا به او خواهد رسید قیاس به آن ألم نمی توان کرد به آن خشنود و راضی گردد و بسا باشد که غلبه دوستی به حدی رسد که بها و عوض بلا در نظر آن محو شود و ابتهاج و سرور او به مراد و مطلوب محبوب باشد پس چون بلاها و مصیبت را کرده دوست خود، می داند و مطلب و مراد او را می شناسد به آنها شاد و خشنود و از آنها مبتهج و مسرور می گردد و می گوید:

و همه این امور در محبت مخلوق مشاهد و محسوس است، چه جای محبت خالق، و عشق جمال ازلی و حسن ابدی، که نهایتی از برای آن متصور نه و قلوب دوستان او چون در عرصه جمال و جلال او بایستند از ملاحظه جلال او بی خود و حیران، و از مشاهده جمال او واله و سرگردان می گردند و حکایت دوستان و قصه های محبان بر این مطلب شاهدی است عدل، و گواهی است صدق و عالم محبت را عجایبی است که به وصف در نمی آید و شگفتیهای در شهرستان عشق است که عقل باور ندارد و تا کسی بر آن نرسد طعم آن را نمی یابد.

و اگر کسی را عنایت ازلی شامل، و در شهرستان محبت داخل گردد، در آن عجایبی مشاهده نماید که خرد خرده بین، حیران، و عقل دوراندیش، سرگردان ماند.

و در روایات رسیده که «اهل مصر چهار ماه غذایی نداشتند بجز ملاحظه جمال یوسف صدیق، چون گرسنه شدندی بر روی او نگریستندی و اشتغال به جمال او ایشان را از احساس گرسنگی مشغول می کرد» بلکه در قرآن کریم از این بالاتر رسیده که «زنان مصر، محو جمال یوسف گشتند که دستهای خود را بریدند و الم آن را نیافتند».

بخش 2

عاشقم بر رنج خویش و درد خویش

بهر خشنودی شاه فرد خویش

بخش 3

تا نگردی آشنا زین پرده رازی نشنوی

گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

بخش 4

آنچه ناگفتنی است آن شنوی

آنچه نادیدنی است آن بینی

از مضیق جهات درگذری

وسعت ملک لا مکان بینی

آنچه داری اگر به عشق دهی

کافرم گر جوی زیان بینی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

مرتبه رضایت در محبت به عنوان ثمره و نتیجه عشق تعریف شده است. وقتی محبت به حدی عمیق می‌رسد که عاشق به طور کامل در جمال محبوب غرق می‌شود، درد و رنج‌ها را فراموش می‌کند و حتی ممکن است در حوادثی آسیب‌زا، متوجه آسیب نشود. مانند افرادی که در لحظات خطر یا خشم آسیب می‌بینند و آن را احساس نمی‌کنند. در مرحله دیگری، فرد ممکن است احساس درد کند اما با آگاهی از اینکه این درد به خاطر محبوبش است، به آن رضایت و اشتیاق نشان دهد. به عنوان مثال، اگر کسی برای درمانی درد بکشید، اما از آن رضایت داشته باشد. این محبت به خداوند بالاترین و عمیق‌ترین نوع محبت است و چون دوست واقعاً به محبوبش مشتاق باشد، از مشکلات و بلایا خشنود می‌شود و به آن‌ها به چشم فرصتی برای نزدیکی به محبوبش می‌نگرد. افراد عاشق از نشانه‌های محبت خداوند به قدری سرمست می‌شوند که تمامی آلام را نادیده می‌گیرند. محبت واقعی به خداوند فراتر از درک انسان است و کسانی که به این عشق نزدیک می‌شوند، تجربیات عجیب و غریبی را احساس می‌کنند که عقل بشر قادر به درک آن نیست. در داستان یوسف، مردم بخاطر جمال او از گرسنگی و درد خود غافل می‌شوند.