نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

فصل - درجات توکل ملا احمد نراقی

ملا احمد نراقی / باب چهارم

بدان که از برای صفت «توکل»، در ضعف و قوت، سه درجه است:

اول آنکه حال او در حق خدا و وثوق او به عنایت، و اطمینان او به کفایت او، مثل حال او باشد نسبت به کسی که وکیل او باشد و این ضعیف ترین درجات توکل است و منافاتی با سعی و تدبیر خود ندارد گویا بعضی تدبیرات، منافی باشد همچنان که کسی دیگری را در امری وکیل می کند، هر سعی و تدبیری را که وکیل بگوید، ارتکاب آن منافاتی با توکیل ندارد همچنین هر سعی که عادت و طریقه وکیل بر آن جاری است که موکل خود بکند، گو صریحا نگوید اما سایر تدبیرات منافی توکیل است.

دوم آنکه حال او با خدا مثل حال طفل باشد با مادر خود، زیرا او جز مادر نمی شناسد و به سوی غیر او اعتماد ندارد چون او را ببیند در هر حال به دامن او می آویزد و اگر حاضر نباشد چون امری به او رو دهد اول چیزی که بر زبان او می گذرد: «ای مادر» است و صاحب این مرتبه چنان غرق توکل است که از توکل خود نیز غافل است و همه تدبیرات و سعیها منافی این مرتبه است مگر تدبیر گریختن به خدا و پناه جستن به او و واسطه دعا و تضرع.

سوم اینکه آدمی در نزد خدا مانند میت در نزد غسال باشد، یعنی: خود را در پیش قدرت حق، میت ببیند و جمیع حرکات و سکنات خود را از قدرت ازلیه داند و این بالاترین درجات است و صاحب این مرتبه، بسا باشد ترک دعا و سوال را کند از راه وثوق به کرم و عنایت حضرت حق او این شخص، مانند طفلی است که بداند اگر از سوی مادر بگریزد مادر او را بجوید و اگر به دامن مادر بیاویزد مادر او را در آغوش می کشد.

و از این قسم است توکل حضرت خلیل الرحمن در هنگامی که او را در منجنیق نهادند که به آتش افکنند و حضرت روح الأمین به او گفت: آیا حاجتی داری؟ گفت: با تو نه گفت: پس با آنکه حاجت داری بخواه و نجات خود را از او طلب کن گفت: «حسبی من سوالی علمه بحالی» یعنی «علم خدا به حال من، کفایت سوال مرا می کند» و این مرتبه بسیار نادر و عزیز الوجود و مرتبه صدیقین است و صاحب این مرتبه تا در این مرتبه است، از هر سعی و تدبیری بی زار است، زیرا وصول به این درجات، منافی همه تدبیرات است، و صاحب آن واله و مهبوت است و بدان که آنچه مذکور شد که توسل به اسباب لازم، و در شرع اقدس امر به آن شده است نسبت به کسی است که در درجه اول از توکل باشد اما کسی که یقین و ایمان او به سر حد کمال رسید به حیثیتی که بالکلیه اعتماد او از اسباب و وسایل و وسایط زایل شد و دل او چنان مستغرق جناب حق گردید که بجز او موثری نمی بیند، و غیری اصلا در نظر او نیست و چنان دل او به عنایت الهی مطمئن است که احتمال نمی دهد که او را به غیر واگذارد، و اصلا اضطرابی از برای او هم نمی رسد از برای چنین کسی باکی نیست اگر روی از همه اسباب برتابد، زیرا البته حق محافظت او را می کند و روزی او را بی گمان می رساند، خواه اسباب را تحصیل کند یا نه و خواه سعی و کسب نماید یا نه بلی این چنین شخصی گاه باشد که متوجه کسب شود و از پی اسباب رود به جهت اینکه امر خدایی چنین صادر شده و الا مطلقا به سعی و کسب خود وثوق و اعتمادی نمی دارد و آنچه شنیده، از حکایات بعضی از کاملین اولیا که بی زاد و راحله به بیابانها مسافرت می کرده اند و روزی ایشان می رسیده و از سباع و درنده احتراز نمی کردند و نسبت به پادشاهان ذو الاقتدار سخنان ناهموار می گفته اند و خدا ایشان را نجات می داده از این فرقه بوده اند «ذلک فضل الله یوتیه من یشاء».

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به سه درجه توکل در برابر خداوند اشاره دارد: 1. **درجه اول**: در این مرحله فرد به خداوند اعتماد دارد، اما همچنان سعی و تدبیر خود را حفظ می‌کند. او نسبت به خداوند همانند کسی است که یک وکیل برای خود قرار داده و به تدابیر او اعتماد دارد. 2. **درجه دوم**: در این حالت، فرد به خداوند اعتماد کاملی دارد، مثل کودکی که تنها به مادر خود اعتماد می‌کند و در هر حال به او پناه می‌برد. در این درجه، تدبیرها و سعی‌ها فقط به پناه بردن به خداوند و دعا محدود می‌شود. 3. **درجه سوم**: بالاترین مرتبه توکل است که فرد خود را کاملاً در دست قدرت خداوند می‌بیند و به هیچ کدام از سعی‌ها و تدابیر جهان اعتماد نمی‌کند. او به قدری به کرم و عنایت خداوند مطمئن است که حتی از دعا و سوال کردن نیز بی‌نیاز می‌شود. نویسنده به توکل حضرت ابراهیم (ع) اشاره می‌کند که در شرایط دشوار به خداوند توکل کرده و به او اعتماد کامل داشت. در نهایت، کسانی که به این مراتب توکل دست می‌یابند، هیچ اضطرابی ندارند زیرا اطمینان دارند که خداوند آنان را حفاظت کرده و روزی‌شان را می‌رساند.