دون همتی و مذمت آن ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / باب چهارم / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
بخش 1
صفت پنجم دنائت همت و مذمت آن، و آن عبارت است از: پستی طبع و قصور همت از طلب کارهای بزرگ و امور عظیمه خطرناک، و قناعت نمودن نفس به شغلهای پست و اعمال جزئیه.
و این صفت خبیثه نتیجه کم دلی و ضعف نفس است و ضد این صفت، علو همت است که عبارت است از: سعی نمودن در مراتب عالیه و مناصب متعالیه، و طلب کردن کارهای بزرگ.
و کسی که همت او عالی باشد به امور جزئیه سر فرود نیاورد و به طمع منافع خسیسه دنیویه خود را نیالاید و از بیم مضرت و خطر، دست از مطلوب خود باز ندارد.
بلکه دنیا و ما فیها در نظر او خوار، و لذات جسمانیه در پیش او بی اعتبار است نه از رو آوردن دنیا به او شاد و فرحناک، و نه از پشت کردنش محزون و غمناک می شود.
غلام همت رندان بی سر و پایم
که هر دو کون نیرزد به پیششان یک کاه
بلکه صاحب این صفت، چون قدم در راه طلب نهاد و در صدد تحصیل مقصود بر آمد نه او را بیم جان است و نه پروای سر، نه از شمشیر می ترسد و نه از خنجر، و می گوید:
و می گوید:
و چون این صفت به مرتبه کمال رسید صاحب آن طالب مقصد اعلی می گردد و ایمان حقیقی از برای او هم می رسد و مشتاق مرگ می شود بلکه همچنان که در اخبار وارد شده: «تحفه ای بهتر از مردن در نزد او نیست، و شادی ای بالاتر از مفارقت از دنیا از برای او حاصل نمی شود» گاهی به زبان حال می گوید:
و زمانی می گوید:
و گاهی می گوید:
و این صفت، نتیجه بزرگی ذات و شجاعت نفس است و بالاترین فضایل نفسانیه و اعظم مراتب انسانیت است، زیرا که هر که به جائی رسید و به مراتب ارجمند، سرافراز گردید به واسطه این صفت شد آری صاحب این صفت هرگز خود را به مرتبه پست راضی نمی کند و به امور جزئیه دنیه سر فرود نمی آورد.
پس دامن طلب بر میان می زند و کمر همت می بندد تا خود را به مراتب بلند رساند و خداوند عالم در جوهر انسان و جبلت آن، چنین قرار داده که به هر کاری کمر بندد، و به هر امری که پیشنهاد خود سازد و در آن سعی و اجتهاد کند البته از پیش برمی دارد و به مطلوب خود می رسد.
«والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» یعنی «هر که در راه ما جهد و سعی کرد ما راه و منزل خود را به او می نمائیم» «من طلب شیئا و جدّ وجد» یعنی «هر که در طلب چیزی برآمد و کمر اجتهاد در آن بر میان بست البته آن را می یابد»
و بدان که شهامت، که یکی از صفات حسنه است از نتایج علو همت است و آن عبارت است از: حریص بودن آدمی بر انجام رسانیدن امور عظیمه، که نام او به مرور دهور در صفحه روزگار باقی بماند.
بخش 2
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا جان رسد به جانان یا جان ز تن برآید
بخش 3
ترک جان گفتم نهادم پا به صحرای طلب
تا در این وادی مرا از تن برآید جان ز لب
بخش 4
آن مرد نیم کز عدمم بیم آید
کان نیمه مرا خوشتر از این نیم آید
جانیست مرا به عاریت داده خدا
تسلیم کنم چو وقت تسلیم آید
بخش 5
مرگ اگر مردست گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من از آن عمری ستانم جاودان
او زمن دلقی ستاند رنگ رنگ
بخش 6
این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست
روزی رخش ببینم و تسلیم او کنم
بخش 7
ز آب خرد ماهی خرد خیزد
نهنگ آن به که با دریا ستیزد
بخش 8
به هر کار کو جست نام آوری
در آن کار دادش فلک یاوری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
صفت پنجم دنایت به نام پستی طبع و ضعف همت، به طمع التذاذهای کم ارزش و راضی شدن به کارهای کوچک اشاره دارد. این صفت بیانگر کم دلی و ناتوانی در پیگیری اهداف بزرگ است. در مقابل، صفت عالی همت قرار دارد که نشانه تلاش برای دستیابی به مراتب بالا و کارهای بزرگ است. کسی که دارای همتی عالی است، به امور جزئی توجه نمیکند و تحت تأثیر زندگی مادی قرار نمیگیرد. او از خطرات نمیترسد و تنها دنبال هدف خود میباشد. این ویژگی سبب میشود که فرد به مراتب عالی برسد و به دنبال شهادت در راه هدف باشد. او زندگی را یک امانت میداند و مرگ را به عنوان فرصتی برای نزدیکی به هدف میبیند. در نهایت، شهامت نیز از نتایج علو همت است و به معنای اراده قوی برای انجام کارهای بزرگ و ماندنی است. کسانی که به این صفت مجهز هستند، به دنبال نام نیک و آثار ارزشمند در تاریخ هستند.