نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / قصاید / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

این همان ساحت جنت اثر است

باجنانی و جهانی دگر است

این روانست روان یا آب است

این حیات است عیان یا شمر است

بر سر خاره گل بیخار است

در میان حجر اصل شجر است

از حجر بسکه گل و لاله دمید

کس نداند که حجر یا شجر است

بر سر هر گذری غمزه زنان

دلبری تا که رسد منتظر است

هر طرف سرو قدی جلوه کنان

ملک است آن نه پری نه بشر است

جیب گل تا بگریبان چاک است

دامن سبزه ی تر پر گهر است

ترکش غنچه پر از پیکان است

ساغر لاله پر از لعل تر است

سرو را پای مقید بگل است

ساخ را تاج مرصع بسر است

آب را سلسله در ارکان است

خاک را خلعت خضرا ببر است

اینهمه شکل مخالف که همی

بیکی لحظه عیان در نظر است

بی سبب نیست بگو چیست مگر

بزم ورزم شه انجم حشر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف زیبایی‌ها و عجایب طبیعت و جهان می‌پردازد. او به ساحت جنت و زیبایی‌های آن اشاره می‌کند و آن را با دنیای دیگر مقایسه می‌کند. روان را به آب و حیات واقعی تعبیر می‌کند و به جلوه‌های طبیعت مانند گل و شجر می‌پردازد. همچنین به زیبایی‌های گل‌ها، سروها و دلبری‌های طبیعی اشاره دارد، که همه این‌ها نمادهای عشق و زیبایی هستند. شاعر با بیان این مضامین، به تأمل در زیبایی‌های این عالم و رابطه آن با حقیقت می‌پردازد. در نهایت، او به این نکته اشاره می‌کند که همه این اشکال و زیبایی‌ها در یک لحظه به نمایش درمی‌آید و بر اهمیت این بزم و شور حیات تأکید می‌کند.