نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / باب سوم - در احترام فرمان پادشاه داشتن و به رضای او تسلیم بودن / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

از آن پادشا ای برادر گریز

که خود کام و تند است و بدرام و تیز

و زان هم که از فرط ناز و نعیم

کند بار خشم تنعّم دو نیم

و زان هم که دارد حسد در نهاد

برد آبت از روی، نانت نداد

و زان هم که هر لحظه و هر زمان

به بیهوده بگشاد دست و زبان

به گفتار و کردار ناخوب و زشت

چه گویم دگر هر چه باقی بهشت

نزاری به شاهی سزاوار اوست

که پاکیزه خو است و پاکیزه خوست

دگر کیست جز شاه ایران زمین

علی شهریار جهان شمس دین

مکن گر عطا می دهد پادشاه

عطای وی از شرکت خود تباه

بهل تا بر اندازه ی طبع خویش

اگر بایدش کم دهد ور نه بیش

بسی مستحق باشد امیدوار

که باشد بدو ملتفت شهریار

چو تو در میان مدخلی ساختی

بنای سخاوت برانداختی

کفایت جز این نیست در راه خیر

چنین کرده اند الحق ابدال سَیر

اگر هیچ دانی صواب از خطا

شریکی مکن با مَلِک در عطا

اگر خود بُوَد شاه پاکیزه رای

به ترتیب هرچیز بنهد به جای

وگر بی خرد باشد و بی اصول

ز ناصح ندارد نصیحت قبول

ملک گرچه در هر هنر صاحب است

تقاضای شهوت بر اون غالب است

نیارد از آن خویشتن را کشید

ز لذات شهوت نیارد بُرید

و گر آتش خشم او برفروخت

نَاَندیشد از خشک و تر هرچه سوخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن در مورد پادشاهی است که خودخواه، تندخو و حسود است. او به خاطر ناز و نعمت خود، خشمش را بر دیگران می‌ریزد و با گفتار و کردار زشت خود، بر مردم ظلم می‌کند. شاعر به برادر خود توصیه می‌کند که از چنین پادشاهی بگریزد و از پادشاهانی که پاک و نیکوخو هستند، چون شاه ایران، قدردانی می‌کند. او می‌گوید باید به سخاوت پادشاهان نابخرد اعتماد نکرد و اگر پادشاه عادل باشد، هر چیزی را بر اساس شایستگی‌ها تقسیم می‌کند. در نهایت، او بر این نکته تأکید دارد که پادشاهان ممکن است بر اثر شهوت و خشم خود، توانایی درست تصمیم‌گیری را از دست بدهند و به دیگران آسیب رسانند.