نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۱ - غزل عبید زاکانی

عبید زاکانی / عشاق‌نامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

گر آن مه را وفا بودی چه بودی

ورش ترس از خدا بودی چه بودی

دمی خواهم که با او خوش برآیم

اگر او را رضا بودی چه بودی

دلم را از لبش بوسیست حاجت

گر این حاجت روا بودی چه بودی

بتی کز وی بخود پروا ندارم

گرش پروای ما بودی چه بودی

اگر روزی به لطف آن پادشا را

نظر با این گدا بودی چه بودی

خرد گر گرد من گشتی چه گشتی

وگر صبرم بجا بودی چه بودی

بوصلش گر عبید بی‌نوا را

سعادت رهنما بودی چه بودی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف حالتی عاشقانه و بی‌قراری می‌پردازد و سوالاتی را درباره عشق، وفا و مقدر بودن مطرح می‌کند. وی می‌پرسد اگر محبوبش وفادار بود یا از خداوند می‌ترسید، چه پیش می‌آمد. شاعر آرزو دارد لحظاتی خوش با محبوب خود داشته باشد و به حاجتی اشاره می‌کند که اگر برآورده می‌شد، چه اتفاقاتی می‌افتاد. همچنین به بی‌خیالی محبوب نسبت به خود اشاره می‌کند و از لطف و توجه او به خود یاد می‌کند. در نهایت، به موضوع خرد و صبر می‌پردازد و از آرزوی وصال سخن می‌گوید و می‌پرسد اگر سعادت در کنار محبوب می‌بود، وضعیت چه تغییری می‌کرد. در کل، این شعر بیانگر longing و امیدهای عاشقانه است.