بخش ۳۳ - در خاتمهٔ کتاب عبید زاکانی
عبید زاکانی / عشاقنامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به بهتر طالع و فرخندهتر فال
دوم روز رجب در نون الف ذال
به نظم آوردم این درد دل ریش
به هر کس باز گفتم قصهٔ خویش
دو هفته هفتصد بکر از عماری
برآوردم چو خاطر کرد یاری
غرض آن بود کین ابیات دلسوز
کند صاحبدلی بر من دعائی
ببخشد حق بر این دلسوزی من
بود کان ماه گردد روزی من
سخن سازان که دل پرنور دارند
غم دیوانه را معذور دارند
حدیثم چون ندارد رنگ و بوئی
که خواهد کرد او را جستجوئی
ز ما دانا دلان معنی نجویند
دماغ آشفتگان آشفته گویند
کنون وقت است اگر کوتاه گیرم
سوی خاموش گشتن راه گیرم
کسی را پای دل در گل مبادا
چنین کار کسی مشکل بادا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به بیان درد دلهای خود پرداخته و از روز دوم رجب، به امید طالع بهتر و فال نیک، افکارش را به نظم درآورده است. او از احساساتش و کوششهایش برای جلب دعای خیر دیگران سخن میگوید و به نیکویی نیتش اشاره میکند. همچنین، اشارهای به دلهای پرنور و معذور داشتن غمها دارد و بر این نکته تأکید میکند که سخنانی که بدون رنگ و بوی واقعی باشند، ارزشی ندارند. در پایان نیز به این فکر میرسد که شاید بهتر باشد به خاموشی و آرامش روی آورد.