نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۲ عمان سامانی

عمان سامانی / گنجینة الاسرار / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در بیان عنان گیری خاتون سراپرده‌ی عظمت و کبریایی حضرت زینب خاتون، سلام اللّه علیها، که آن یکه تاز میدان هویت را، خاتمه‌ی متعلقات بود و شرذمه‌یی از مراتب و مقامات آن ناموس ربانی و عصمت یزدانی که در عالم تحمل بار محنت، کامل بود و ودیعت مطلقه را واسطه و حامل، بر مذاق عارفان گوید:

خواهرش بر سینه و بر سرزنان

رفت تا گیرد برادر را عنان

سیل اشکش بست بر شه، راه را

دود آهش کرد حیران، شاه را

در قفای شاه رفتی هر زمان

بانگ مهلاء مهلائش بر آسمان

کای سوار سر گران کم کن شتاب

جان من لختی سبکتر زن رکاب

تا ببوسم آن رخ دلجوی تو

تا ببویم آن شکنج موی تو

شه سراپا گرم شوق و مست ناز

گوشه‌ی چشمی به آنسو کرد باز

دید مشکین مویی از جنس زنان

بر فلک دستی و دستی بر عنان

زن مگو مرد آفرین روزگار

زن مگو بنت الجلال اخت الوقار

زن مگو خاک درش نقش جبین

زن مگو، دست خدا در آستین

باز دل بر عقل می‌گیرد عنان

اهل دل را آتش اندر جان زنان

میدراند پرده، اهل راز را

میزند با ما مخالف، ساز را

پنجه اندر جامه‌ی جان می‌برد

صبر و طاقت را گریبان می درد

هر زمان هنگامه‌یی سر می‌کند

گر کنم منعش، فزونتر می‌کند

اندرین مطلب، عنان از من گرفت

من ازو گوش، او زبان از من گرفت

می‌کند مستی به آواز بلند

کاینقدر در پرده مطلب تا بچند؟

سرخوش از صهبای آگاهی شدم

دیگر اینجا زینب اللهی شدم

مدعی گو کم کن این افسانه را

پندبی حاصل مده دیوانه را

کار عاقل رازها بنهفتن‌ست

کار دیوانه، پریشان گفتن‌ست

خشت بر دریا زدن بی حاصل‌ست

مشت بر سندان، نه کار عاقل‌ست

لیکن اندر مشرب فرزانگان

همرهی صعب ست با دیوانگان

همرهی به، عقل صاحب شرع را

تا ازو جوییم اصل و فرع را

همتی باید، قدم در راه زن

صاحب آن، خواه مرد و خواه زن

غیرتی باید بمقصد ره نورد

خانه پرداز جهان، چه زن چه مرد

شرط راه آمد، نمودن قطع راه

بر سر رهرو چه معجر چه کلاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

متن درباره عظمت و کبریایی حضرت زینب سلام الله علیها و نقش او در تاریخ و واقعه عاشورا صحبت می‌کند. زینب، به عنوان خواهر امام حسین، با شجاعت و اراده به میدان رفت تا برادرش را یاری کند. او با ناله‌ها و اشک‌هایش به او احساس نزدیکی و عشق نشان داد و از او خواست که کمی آرام تر براند تا بتواند او را بوسه بزند. در این متن، به قدرت و نقش زنان در جامعه نیز اشاره شده و تأکید می‌شود که زن می‌تواند در کنار مردان در عرصه‌های مختلف زندگی حاضر باشد و به عبارتی دیگر، قدرت و انسانیت را نباید به جنسیت محدود کرد. همچنین، اهمیت درک عمیق و فهم رازهای معنوی و اجتماعی نیز مورد توجه قرار گرفته و منطق و عقل در عمل به راه راست تأکید می‌شود. در نهایت، این شعر بر ضرورت همیاری و همفکری مردان و زنان در پیگیری اهداف و آرمان‌های فروتنانه تأکید می‌کند.