نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰ - نصیحت عمان سامانی

عمان سامانی / معراج نامه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای چو مضطران سر آورده به جیب

غیره لا مضطرینا من یجیب

اول فکرت تویی اندر شمار

آخر فکرت تویی همت گمار

لیک اگر نشناختی تو خویش را

بنده گشتی نفس کافرکیش را

در جهانی نو چو بنهادی قدم

گم شدی در ظلمت ملک عدم

خاک بر سر کن به چشمان پر آب

می بگو «یالیتنی کنت تراب »

راه سخت است ای برادر هوش دار

باز، در این راه چشم و گوش دار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی به معضلات روحی و شناخت خود پرداخته و از خواننده می‌خواهد که در مسیر زندگی و شناخت خویشتن هوشیار باشد. شاعر به مضطربانی اشاره می‌کند که در جستجوی پاسخ هستند و می‌گوید که اگر انسان به خود و ذات خویش را نشناسد، به دام نفس و خواسته‌های غیرالهی می‌افتد. او بر این نکته تأکید دارد که در جهان جدید که انسان قدم می‌گذارد، ممکن است گم شود و در تاریکی عدم فرو رود. در نهایت، با یادآوری سختی‌های مسیر، از برادران می‌خواهد که با دقت و توجه به اطراف خود ادامه دهند.