شمارهٔ ۲ عنصری
عنصری بلخی / اشعار منسوب / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
آمد آن رگ زن مسیح پرست
شست الماسگون گرفته بدست
طشت زرّین و آب دستان خواست
بازوی شهریار را بربست
نیش بگرفت و گفت عز علیک
این چنین دست را که یارد خست
سر فرو برد و بوسه ای بر داد
وز سمن شاخ ارغوان بر جست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، زنی که به مسیح اعتقاد دارد، به سراغ شهریار میآید و با دست الماسگون خود، طشت زرین و آبی را میخواهد. او بازوی شهریار را محکم میگیرد و به او نیش میزند و میگوید که چنین دستی را نمیتوان خسته کرد. او سپس سرش را پایین میآورد و بوسهای به او میزند و از شاخ ارغوان رایحهای را استشمام میکند.