نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳ - اعتذار عرفی

عرفی شیرازی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

از خجلت این گنه که عفوش

بر توست نه بر عطای یزدان

خواهم که شوم ز سایه تو

در مطلع آفتاب پنهان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر شاعر از احساس خجلت و شرمندگی خود به خاطر گناهانی که انجام داده سخن می‌گوید. او می‌خواهد از سایه محبوب خود دور شود و به زیر نور آفتاب برود، به این معنی که از عفو و بخشش او بهره‌مند شود و در واقع به دنبال روشنایی و رهایی از شعور و عذاب وجدانش است.