نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۷ - ابوسعید احمد بن عیسی الخرّاز ابوعلی عثمانی

ابوعلی حسن بن احمد عثمانی / باب دوم

و از ایشان بود ابوسعید احمدبن عیسی الخرّاز از بغداد بود و صحبت ذاالنّون مصری و نِباجی و ابوعبید بُسری و سَرّی و بشر و پیران دیگر کرده بود. وفاة او اندر سنۀ سبع و سبعین و مأتین بود.

ابوسعید گوید هر باطن کی ظاهری خلاف وی بود باطل بود.

ابوالعبّاس صیّاد گوید کی ابوسعید خرّاز گفت ابلیس را بخواب دیدم از من برکناره همی شد گفتم بیا گفت شما را چکنم که شما بینداخته اید آنچه من مردمانرا بدو فریفته کنم گفتم آن چیست گفت دنیا چون از من برگشت باز پس نگریست گفت مرا اندر شما لطیفۀ ماندست که مراد خویش بیابم از شما گفتم چیست گفت صحبت کودکان.

ابوسعید گوید با صوفیان صحبت کردم و چندانک صحبت کردم هرگز میان من و ایشان خلاف نبود گفتند چرا گفت همه با ایشان بودم و بر خویشتن بودم.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

ابوسعید احمد بن عیسی خراز از بغداد بود و در طول زندگی‌اش با افرادی چون ذاالنون مصری و ابوعبید بسری معاشرت داشت. او در سن ۲۷۷ هجری قمری درگذشت. ابوسعید اعتقاد داشت که هر چیزی که با باطن او متناقض باشد، باطل است. او همچنین از خوابش درباره ابلیس صحبت می‌کند که به او گفت نمی‌تواند آدم‌ها را فریب دهد زیرا آن‌ها قدرتی دارند که او را دور نگه می‌دارد؛ و آن قدرت، صحبت با کودکان است. ابوسعید همچنین به این نکته اشاره می‌کند که هیچ‌گاه در صحبت با صوفیان اختلافی نداشته و همیشه با خود و با آن‌ها در صلح بوده است.