بخش ۱۱ - صحو و سکر ابوعلی عثمانی
ابوعلی حسن بن احمد عثمانی / باب سوم
بخش 1
و از آن جمله صَحْو و سُکر است. صحو باز آمدن بود با حال خویش و حس و علم، با جای آمدن پس از غیبت و سُکر غیبتی بود بواردی قوی و سُکر از غیبت زیادة بود از وجهی و آن آن بود کی صاحب سُکر مبسوط بود چون اندر سُکر تمام نبود خطر چیزها از دل وی بیفتد اندر حال سُکر و آن حال تساکر بود کی وارد اندرو تمام نباشد و حس را اندرو گذر باشد و قوی گردد سُکر تا بر غیبت بیفزاید و بسیار بود کی صاحب سُکر اندر غیبت تمامتر بود از صاحب غیبت چون سُکر او قوی بود و باشد که صاحب غیبت اندر غیبت تمامتر بود از صاحب سُکر اندر سُکر چون متساکر گردد و غیبت تمام نباشد و غیبت بندگانرا بدان بود که غلبه گیرد بر دل ایشان چیزی از موجب رغبت و رهبت و خوف و رجا و سُکر نبود الّا خداوندان مواجید را چون بنده را کشف کنند بنعمت جمال، سُکر حاصل آید و طرب روح، و دلش از جای برخیزد و اندرین معنی آورده اند.
شعر
فَصَحْوُکَ مِن لَفْظی هُو الوَصْلُ کُلُّهُ
وَسُکْرُکَ مِنْ لَحْظی یُبیْحُ لَکَ الشُّرْبا
فما مَلَّ ساقیها ومَا مَلَّ شارِبُ
عُقارَ لِحاظٍ کاسُهُ یُسْکِرُ اللُبّا
وانشدوا شعر
وانشدوا، شعر
وانشدوا شعر
معنی این دو بیت آنست کی از دو گونه مستم یکی از عشق و دیگر از می و کسی کی ازین دو مست بود کی باهوش آید.
و بدانک صحو براندازۀ سُکر بود هر که سُکرش بحق بود صحوش بحق بود و هرکه سُکرش بحظّ آمیخته باشد صَحْوَش بحظّ پیوسته بود و هرکه اندر حال محق بود اندر سُکر معصوم بود و سُکْر و صحو اشارت کنند بطرفی از تفرقه، چون حقیقت را عَلَم پیدا آید صفت بنده فریاد و قهر بود و اندرین معنی آورده اند
شعر:
قالَ اللّهُ تَعالی فَلَمَّا تَجَلّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکّاً و خَرَّ موسی صِعقاً و این کوه بدان سختی و قوت پاره پاره شد و موسی با صلابت رسالت بیفتاد و بیهوش شد، بنده اندر حال سُکر مُشاهِد جمال بود و اندر حال صحو بشرط عِلم بود، آنک او را نگاه داشته بود نه بتکلّف او و اندر صحو نگاه داشته نه بتصرّف او.
و صحو و سُکر پس از ذوق و شرب بود (و از جمله آنک در سخن ایشان رود).
بخش 2
فَاسْکَرَ الْقَوْمَ دَوْرُ کَاسٍ
وَکانَ سُکری مِنَ المُدِیرِ
بخش 3
لی سَکْرَتانِ ولِلنَّدْمانِ واحِدةُ
شیءٌ خُصِصْتُ به مِن بَیْنهمِ وَحدی
بخش 4
سُکرانِ سُکرُ هَویً و سُکرُ مدامَةٍ
فمَتی یُفیقُ فَتیً بهِ سُکرانِ
بخش 5
اذا طَلعَ الصَّباحُ لِنَجمِ راحٍ
تَساوی فیه سَکرانُ وصاحٍ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
متن درباره دو حالت روحی به نامهای "صحو" و "سکر" است. صحو به معنی بازگشت به حال طبیعی و هوشیاری است، در حالی که سکر به حالت غیبت و بیخبر بودن از خود اشاره دارد. صاحب سکر ممکن است تحت تأثیر تجربیات قوی، حتی بیشتر از صاحب صحو، قرار گیرد. این دو حالت به نوعی با هم در ارتباط هستند و هرکدام میتواند درجاتی از دیگری را تحت تأثیر قرار دهد. شاعرانی که در این متن ذکر شدهاند، درباره تأثیر می و عشق بر انسان و حالت مستی ناشی از آن شعر گفتهاند. صحو و سکر در اینجا به معرفت و علم نسبت به خداوند نیز اشاره دارد. در نهایت، اشاره شده که حالتهای سکر و صحو از یک تجربه عمیق و روحانی ناشی میشوند و کسانی که به حقیقت نزدیکتر هستند، بیشتر در مواجهه با این حالات قرار میگیرند.