شمارهٔ ۸ اوحدالدین کرمانی
اوحدالدین کرمانی / اشعار و قطعات پراکندهٔ دیگر / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عنقاء مُغر بست درین دور خرّمی
گم گشت خرّمی زجهان همچو آدمی
چندانک در صحیفهٔ عالم نگه کنم
غمخواره آدم آمد و بیچاره آدمی
هر کس به قدر خویش گرفتار محنتی است
کس را ندادهاند برات مسلّمی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره غم و محنت انسانهاست. شاعر به گمشدن شادی و خرمی در زندگی اشاره میکند و میگوید هر فرد به تناسب وضعیت خود با مشکلات و مصائب روبهرو است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که هیچ کس نمیتواند از رنج و سختی معاف باشد و همه در این دنیا گرفتار اند.