بخش ۱۰۱ - در خطر مخلصان و نازکی آداب عبودیت و وقت آزمایشهای حق سبحانه اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / جام جم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
مخلصانی که در مراقبتند
در هراس خلاف عاقبتند
لهجهٔ خشم او نداند کس
مخلصان راست این هدایت و بس
هر کرا میکشد به خنجر خشم
اول او را زبان ببندد و چشم
روی مجرم بپوشد او به وفا
تیغ قهرش در آورد ز قفا
با تف خشم او چه کفر و چه دین؟
با عتابش چه آسمان، چه زمین؟
تا ز خشمش بجاست یک ذره
نتوان شد به عدل خود غره
چونکه با نیستی شدی دمساز
اگر آن نیستی ببینی باز
زان نظر در گناهت اندازد
خشم گیرد به چاهت اندازد
روز صلحت به دست مدح دهد
شب خشمت به تیغ قدح دهد
آنکه مدح تو گفت مجبورست
وآنکه قدح تو کرد معذورست
گر ستایش کنند شاد مشو
ور نکوهند از آن به باد مشو
تو چه دانی؟ که آزمایش اوست
غیر گوید ولی نمایش اوست
حسن او را لطیفهها باشد
درد او را وظیفهها باشد
زین دو وزن تو باز خواهد جست
تا ببیند که محکمی یا سست؟
تا ترا مدح دیگری ساقیست
از طبیعت هنوز پر باقیست
عارفی کونه از هوا شنود
این دو قول از یکی نوا شنود
بر گمارنده اوست ایشان را
جمع کن خاطر پریشان را
با کسی کو ازین شماره بود
هیچ دانی ترا چه چاره بود؟
کردن کار و کار نادیدن
جز رخ آن نگار نادیدن
یا در آن زلف پیچ پیچ مبین
یا نظرها ببند و هیچ مبین
اوحدی، غم چو ناگزیر تو شد
عشق آن چهره در ضمیر تو شد
یار نازک دلست، بارش بر
گل بچینی تو، رنج خارش بر
گر براند، برو چه درمانست؟
ور بخواند، بیا که فرمانست
گرت از چپ دواند و گر راست
آنچنان رو که خاطر او خواست
گر ز روی ادب دهد رنجت
به از آن کز غضب دهد گنجت
گه بود کز عضب کند شاهت
برد از تخت باز در چاهت
غضب او نهفته باشد و نرم
تا در آزارش افتی از آزرم
غضبش را بدان وزان به هراس
ادبش هم ببین، بدار سپاس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره مخلصانی است که در مراقبت از خود هستند و از عاقبت کارهای خود میترسند. شاعر به ویژگیهای خشم و غضب و همچنین محبت و هدایت اشاره میکند. او میگوید که خشم خداوند میتواند موجب عذاب و مجازات شود و برعکس، محبت و هدایت او میتواند به نجات انسانها منجر شود. شاعر تأکید میکند که انسانها نباید به ستایش دیگران دلخوش باشند یا از نکوهشها ناراحت شوند؛ زیرا اینها آزمونهایی هستند که خداوند برای درک قوت و ضعف روح انسان به او میدهد. در ادامه، او به عشق و زیباییهای آن اشاره میکند و میگوید که دل انسان باید از زیباییهای محبوبش پر شود. نهایتاً، شاعر به این نکته اشاره میکند که خشم خداوند ممکن است در ابتدا پنهان باشد، اما اگر در رفتار انسان پیش بیاید، میتواند عواقب سنگینی داشته باشد. از این رو، انسان باید توجه کند که چگونه با خداوند و بندگان او رفتار میکند و همواره در پی ادبیات و سپاسگزاری باشد.