نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۱۴ - در صفت ارشاد پیر اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / جام جم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

اول استاد، پس گهر سفتن

تا نباید به درد سر خفتن

مرد را کاوستاد یار شود

زود باشد که مرد کار شود

در عزش به رخ فراز کند

چشم او را به نور باز کند

بیضه وارش به زیر بال کشد

بر سرش سایهٔ کمال کشد

میکند کم ز قدر قوت بدن

قوت روح میدهد به سخن

نهلد در حجاب ذاتش را

نه به دست خلل صفاتش را

به روش دل قویش گرداند

تا چو خود معنویش گرداند

شب و روزش چنین به اصل و به فرع

پرورش میکند به مایهٔ شرع

نبرد زو نظر به سر و به جهر

هر دمش میدهد ز معنی بهر

در ترقیش پایه بر پایه

میرساند به نور از سایه

چون ازین رنجها شود بهتر

به دگر گنجها شود رهبر

به لباسی دگر بر آید مرد

به وجودی دگر بزاید مرد

جسم را کرده از ریاضت صلب

روح را کرده مطمن‌القلب

بر سر نفس او به سرحد صدق

متمکن شود به مقعد صدق

این بود راضی، آن بود مرضی

برهد شیخ از آن گران قرضی

حد و مد و تعرف این باشد

رسم رشد و تصرف این باشد

کودک نفس را ز رنج هوا

نکند جز چنین طبیب دوا

گر چنین رهبری شود یارت

زین منازل برون برد بارت

هر چه در جسم درد و داغ شود

روح را روغن چراغ شود

جز به سعی تن و به تقوی دل

کی رسد طالب اندرین منزل؟

گر به این حال نفس گردد هست

یا دهد رتبتی چنینش دست

این بود سر نشانهٔ ثانیش

که تو تولید مثل میخوانیش

اندرین دور ازین وجودی پاک

نتوان یافتن مگر در خاک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی فرایند تربیت و رشد روحی و معنوی انسان می‌پردازد. در ابتدا، منشا مشکلات و رنج‌ها را بیان می‌کند و تأکید می‌کند که برای رسیدن به کمال، نیاز به زحمات و تلاش روحی است. انسان باید از مشکلات عبور کند تا به نور و کمال برسد. استاد به عنوان راهنما، به افراد کمک می‌کند تا از صفات منفی خود دور شوند و به تقویت روح بپردازند. این فرایند شامل پرورش خود از طریق رعایت اصول شرع است. نهایتاً، وقتی انسان از مشکلات و رنج‌ها عبور کرد، می‌تواند به حالت و وجودی جدید برسد و به کمال مطلوب دست یابد. متن به این نکته اشاره دارد که رشد و کمال نیازمند تلاش و تقوی است و تنها از طریق رهبری صحیح می‌توان به این مراحل دست یافت.