بخش ۱۲ - در صفت مسجد اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / جام جم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای گرامی بهشت مسجد نام
خلد خاصی ز روح جنت عام
شاه دیوارت، ای عمارت خیر
بن و بیخ کنشت کنده و دیر
از تو دین را نظام خواهد بود
در تو مهدی امام خواهد بود
نیم شب دیدهٔ مؤذن بام
دیده زین سوت صبح و زان سو شام
از ستونهات بیستون سنگی
وز طبقهات آسمان رنگی
به مسافر در این سرای سرور
منبرت سدره را نموده ز دور
بتو گردون ارادت آورده
در تو گبران شهادت آورده
کرده هر شب ز گنبد نیلی
در هوای تو ماه قندیلی
زیر این قبههای خرگاهی
در عرق رفته گاو با ماهی
ز اوج مقصورهٔ تو پیش ملک
اعتراف قصور کرده فلک
از شعاع تو در شب تیره
مسجد بصره را بصر خیره
طور در طورهای بام تو درج
قاف در کاف گنبدت شده خرج
ماه نو مرغ وقت ساعت تو
جمع کروبیان جماعت تو
دین به پشتی روی دیوارت
کرده اسباب شرک را غارت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و ویژگیهای مسجد اشاره دارد و آن را به عنوان بهشتی روی زمین توصیف میکند. شاعر به عظمت و نورافشانی مسجد پرداخته و از اهمیت آن در برقراری نظم دینی و روحانی یاد میکند. او با اشاره به مؤذنان و صفای عبادت در مسجد، فضایی سرشار از آرامش و عبادت را ترسیم کرده است. همچنین، او به قدرت معنوی و اثرگذاری مسجد بر زمان و مکان اشاره کرده و آن را مرکزی برای اتحاد مسلمانان میداند. در نهایت، شاعر با زبان سمبلیک، به مفهوم وحدت دینی و مبارزه با شرک پرداخته است.