نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲ - حکایت اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / منطق‌العشاق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شبی پروانه‌ای با شمع شد جفت

چو آتش در فتادش خویش را گفت

که: پیش از تجربت چون دوست گیری

بنه گردن، که پیش دوست میری

سخن در دوستداری آزمودست

کزیشان نیز ما را رنج بودست

دل من زان کسی یاری پذیرد

که چون در پای افتم دست گیرد

درین منزل نبینی دوستداری

که گر کاری فتد آید به کاری

چنین‌ها دوستی را خود نشاید

که اندر دوستی یک هفته پاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، نویسنده به رابطه ی پروانه و شمع اشاره می‌کند و به دنبال آن به اهمیت دوستی واقعی می‌پردازد. پروانه وقتی در آتش شمع می‌افتد، به خودش می‌گوید که باید قبل از اینکه در دوستی با دیگران تجربه کند، به خود دوستی کند و خطرات را به جان بخرد. وی به این نکته اشاره دارد که دوستی واقعی آن است که در زمان سختی و مشکلات، یار یکدیگر باشند و تنها در زمان خوشی نباید به دوستی بسنده کرد. به طور کلی، شاعر بر این موضوع تاکید دارد که دوستی‌های سطحی و ناپایدار نمی‌تواند برای فرد یاری‌دهنده باشد.