نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۴ - حکایت اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / منطق‌العشاق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به گل گفتند: بلبل بس حقیرست

ترا با او چرا این دارو گیرست؟

بگفتا: بلبلی کز من زند لاف

بر من به ز ده سیمرغ در قاف

دل صافی ترا از لشکری به

درون بی‌نفاق از کشوری به

نظر، کز راستی آید، بلندست

برون از راستی خود ناپسندست

به چالاکی نظر جوی از بلندان

ولی پرهیز کن از چشم بندان

به پاکی دیده‌ای کو باز باشد

به صید دل کمند انداز باشد

ازو چون سر کشی، از پا نیفتی

میفگن بر زمینش، تا نیفتی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، گل به بلبل شکایت می‌کند که چرا به او توجه دارد و بلبل در جواب می‌گوید که من خود را بالاتر از سیمرغ می‌دانم. او به پاکی دل و راست‌گویی اشاره می‌کند و می‌گوید که نگاه راست و خالص از بالا می‌آید و باید از نظرهای ناپاک پرهیز کرد. بلبل همچنین بر اهمیت خلوص نیت تاکید می‌کند و می‌گوید که کسی که دلش پاک است، می‌تواند دل‌ها را به دام بیندازد و با وفاداری به سوی حق برود. در نهایت، او به تلاش و عدم تسلیم در برابر مشکلات اشاره می‌کند.