نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶۴ - غزل اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / منطق‌العشاق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز جام عاشقی مستم دگر بار

بریدم مهر و پیوستم دگر بار

به دام عاقلی افتاده بودم

ز دام عاقلی جستم دگر بار

ز عشقت توبه کردم، چون بدیدم

ترا، آن توبه بشکستم دگر بار

وجودم نیست گشت از عشق، تا تو

نپنداری که من هستم دگر بار

مرا معذور دار، ار بر خروشم

که هم دیوانه، هم مستم دگر بار

ز دم در دامنت دست، ار بگیری

درین بیچارگی دستم دگر بار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از حال و هوای عاشقانه‌اش می‌گوید و به عشق دوباره‌ای که تجربه کرده اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که بار دیگر از عشق مست شده و دست از مهر و عقل کشیده است. شاعر به عشق و توبه‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که نتوانسته در برابر عشقت از خود کناره‌گیری کند، از این‌رو توبه‌اش را شکسته است. او همچنین بیان می‌کند که وجودش به خاطر عشق به معشوقش ناپدید شده و در این حال، هم دیوانه و هم مست است. شاعر از معشوق می‌خواهد که او را در این وضعیت درک کند و اگر دستش را بگیرد، به او کمک کند.