بخش ۶۸ - حکایت اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / منطقالعشاق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بپرسیدند از محمود غازی:
چرا چندین گرفتار ایازی؟
بگفتا: چون که از وی ناگزیرست
ازین پس ما غلامیم، او امیرست
به نرمی طبع تندان رام گردد
به سختی پخته دیگر خام گردد
اگر در عاشقی صد جان به پاشی
چو در بینی تو خود معشوق باشی
بر خوبان برعنایی نکوشند
که ایشان سال و مه عشوه فروشند
قبای وصل گل رویان نپوشی
چو بر خوبان جمال خود فروشی
خطا باشد چنانها با چنینها
به کرمان زیره بردن باشد اینها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
محمود غازی در پاسخ به پرسشی درباره گرفتار شدن در عشق میگوید که ناگزیر است و باید قربانی عشق شود. او اشاره میکند که انسانها با نرمی و لطافت میتوانند تحت تأثیر قرار بگیرند و در عشق باید خویشتن را همچون معشوق ببینند. غازی به این موضوع اشاره میکند که تلاش برای جلب توجه زیبارویان بیفایده است، زیرا آنها همیشه در حال فریب و جلب توجه هستند. همچنین، او معتقد است که انسان نباید خود را به شخصیتهای زیبا بفروشد، چرا که این کار اشتباه است. در نهایت، او به نوعی کنایه میزند که مانند بردن زیره به کرمان، این رفتارها بیمعناست.