نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

آواره رهی معیری

رهی معیری / ابیات پراکنده / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جز کوی تو جایی من آواره ندارم

جولانگه برق است ولی چاره ندارم

یک جلوه کند ماه در آیینه صد موج

جز نقش تو بر سینه صد پاره ندارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به شدت دلتنگی و بی‌پناهی خود را بیان می‌کند. او می‌گوید که فقط در کوی معشوق خود احساس آرامش می‌کند و در هیچ مکان دیگری جا و سرپناهی ندارد. طبیعت زیبا و تابش ماه را توصیف می‌کند، اما می‌گوید که هیچ چیزی به جز عشق و یاد معشوقش برای او ارزش ندارد. در واقع، تمام وجودش مشغول تصویری از معشوق است و از جدایی رنج می‌برد.