مریم سپید رهی معیری
رهی معیری / منظومهها / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
عروس چمن مریم تابناک
گرو برده از نوعروسان خاک
که او را به جز سادگی مایه نیست
نکوروی محتاج پیرایه نیست
به رخ نور محض و به تن سیم ناب
به صافی چو اشک و به پاکی چو آب
به روشندلی قطره شبنم است
به پاکیزگی دامن مریم است
چنان نازکاندام و سیمینهتن
که سیمینتن نازکاندام من
سخنها کند با من از روی دوست
ز گیسوی او بشنوم بوی دوست
به رخساره چون نازنین من است
نشانی ز نازآفرین من است
بود جان ما سرخوش از جام او
که ما را گلی هست همنام او
گل من نه تنها بدان رنگ و بوست
که پاکیزه دامان پاکیزهخوست
قضا چون زند جام عمرم به سنگ
به داغم شود دیدهها لالهرنگ
به خاک سیه چون شود منزلم
بود داغ آن سیمتن بر دلم
بهاران چو گل از چمن بردمد
گل مریم از خاک من بردمد
نوازد دل و جان غمناک را
پر از بوی مریم کند خاک را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و سادگی عروس چمن، مریم تابناک اشاره دارد. شاعر او را به عنوان یک نوعروس توصیف میکند که تنها سادگی و صفای او را میتوان دید. او با ویژگیهایی چون نازکی و پاکی، به شبنم و دامن مریم تشبیه شده است. شاعر از دوستی و محبتش با او سخن میگوید و به یادآوری عطر و زیبایی او میپردازد. در عین حال، احساساتی از غم و داغی در دلش وجود دارد که به خاطر جدایی از اوست. با آمدن بهار، یاد مریم و محبتش، دل و جان شاعر را نوازش میدهد و خاک را پر از بوی او میکند.