نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۸ - خاوری کوزه کنانی رضاقلی خان هدایت

رضاقلی خان هدایت / فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بخش 1

اسمش میرزا معصوم و سلسله نسبش به شمس الدین تبریزی می‌پیوندد. در دارالمؤمنین کاشان توطن دارد. نظر به پاکی فطرت و نیکی جبلت به مصاحبت اهل دنیا راضی نگردیده و به کسب و تجارت امور، معاش خود گذرانیده. چنان که در قصیده‌‌ای فرماید:

ز بدو حال ز مردم طمع بریدستم

که صعوه را نکند طعمه همت شاهین

به قرص سفرهٔ خود راضیم ز گندم و جو

به صید بازوی خود قانعم ز غث و سمین

به حکم استطاعت به زیارت بیت اللّه مشرف و در عرض راه مثنوی به بحر مثنوی قران السعدین امیرخسرو دهلوی مسمی به تحفة الحرمین منظوم فرموده. بالجمله از مسالک سلوک واقف و از مصاحبان اهل معارف. اشعار بسیار دارد در این وقت چیزی حاضر نیست. این چند بیت تیمّناً قلمی می‌شود:

بخش 2

در آن خلوت که حیرت لب فروبندد جهانی را

مجال نطق باشد خاصه چون من بی زبانی را

بخش 7

شرط عشق آمدخموشی ورنه من هم پیش یار

می‌توانم گفت حال خود زبانم لال نیست

بخش 8

هست شمعم بدید و در همه جا

روشن از وی هزار انجمن است

بخش 9

شرمنده‌ام ز بس که به وصلش تمام عمر

دادم فریب این دل هجران کشیده را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

میرزا معصوم، شاعر و اهل خانه‌ای از کاشان است که نسب او به شمس‌الدین تبریزی می‌رسد. او به خاطر پاکی فطرت و نیکی جبلت خود، از مصاحبت اهل دنیا پرهیز کرده و به کسب و تجارت مشغول بوده است. وی در اشعارش به رضایت از زندگی ساده خود اشاره کرده و به زیارت بیت‌الله شرفیاب شده است. او در زمینه سلوک و معارف اهل دانش است و اشعار زیبایی دارد. در اشعاری که از او باقی‌مانده، احساسات عمیق او نسبت به عشق و ارتباطش با معشوق به وضوح نمایان است، او به شیرینی عشق و دشواری‌های آن اشاره می‌کند.