نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۱۶ - فرید دهلوی قُدِّسَ سِرُّهُ رضاقلی خان هدایت

رضاقلی خان هدایت / روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بخش 1

و هُوَ شیخ فرید الدین الملقب به شکرگنج. از اکابر اصفیا و اماجد اولیاء. در رهنمایی دین حقه فرید و در توحید و تفرید وحید و جناب شیخ نظام اولیا وی را مرید خود از اعاظم سلسلهٔ علیهٔ چشتیه و ارادت به خواجه قطب الدین بختیار کاکی داشته و خواجهٔ مذکور مرید شیخ معین الدین حسن سجزی بوده و سلسلهٔ ایشان به سلطان العرفا ابراهیم ادهم قدّس سرّه منتهی می‌شود و سلطان مرید حضرت امام همام محمد باقر علیه الصّلوة و السّلام بوده. غرض، از آن جناب است:

هر سحرگه بر درت سر می‌زنم

بر طریق دوستان در می‌زنم

همچو مرغ نیم بسمل پیشِ تو

در میان خاک و خون پر می‌زنم

رباعی

بخش 6

شب نیست که خون دل غمناک نریخت

روزی نه که آبروی من پاک نریخت

یک شربت آب خوش نخوردم هرگز

کان باز ز راه دیده بر خاک نریخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شیخ فرید الدین، معروف به شکرگنج، از بزرگان صوفی و دوستان امام همام محمد باقر (ع) است. او در راهنمایی دین و توحید شناخته شده و مرید شیخ نظام اولیاء و خواجه قطب‌الدین بختیار کاکی بوده که هر دو از بزرگان سلسله چشتیه هستند. سلسله آنها به سلطان العرفا ابراهیم ادهم می‌رسد. در اشعارش، فرید درد و غم خود را بیان می‌کند و از تلاش برای رسیدن به دوستان و عشق الهی می‌گوید. از غم و اندوه شب‌ها و روزهایی که بدون آب و خوشی گذشته، شکایت دارد.